تاریخ

صفحه اصلیبایگانی با دسته بندی "تاریخ"
قسطنطنیه: سقوط یک امپراتوری، ظهور یک امپراتوری – روایت فتح سلطان محمد

قسطنطنیه: سقوط یک امپراتوری، ظهور یک امپراتوری – روایت فتح سلطان محمد

قسطنطنیه: سقوط یک امپراتوری، ظهور یک امپراتوری – روایت فتح سلطان محمد

پایتخت امپراتوری روم شرقی در تاریخ ۲۹ می ۱۴۵۳ توسط ارتش عثمانی تحت رهبری سلطان محمد دوم فتح شد، با این فتح عثمانی‌ها تبدیل به یکی از قوی‌ترین امپراتوری‌هایی شدند که تاریخ به خود دیده بود و امپراتوری روم شرقی برای همیشه از میان رفت. بعد از فتح قسطنطنیه، لقب فاتح به نام سلطان ۲۱ ساله اضافه شد. این روایت فتح سلطان محمد یکی از بزرگ‌ترین سلاطین عثمانیست.

سلطان محمد فاتحعلیرغم سن کمش، سلطان محمد جوان محاصره استانبول را آغاز کرد، او می‌خواست تا فرمانده موعود پیامبر اسلام حضرت محمد صلی‌الله باشد که در حدیث «روزی قسطنطنیه فتح خواهد شد، چه بزرگ و مقدس باشد آن فرمانده و سربازانش» او را فاتح قسطنطنیه خوانده بود.

آغاز نبرد بزرگ، جنگ در زمین و دریا

در آغاز او تاکتیک‌های سوق‌الجیشی را برای داخل و بیرون منطقه پیشبینی نمود و سپس برای فتح قسطنطنیه عازم شد. قسطنطنیه برای سال‌های متمادی یک امپراتوری بود. در آغاز این شهر با آتش توپخانه‌ای که توسط خود محمد دوم طراحی شده بود بمباران شد، شهر پیش از این بارها مورد تهاجم قرار گرفته بود اما دیوارهای بلند و بزرگش مانع از ورود دشمن می‌شد، سلطان محمد دوم با استفاده از توپ‌هایش این وضع را برای همیشه تغییر داده و داستان فتح سلطان محمد تاریخی شد.

خلیج شاخ طلایی
در تاریخ ۲۹ آوریل ۱۴۵۳ سلیمان پاشا نخستین هجوم را برای ورود به خلیج شاخ طلایی انجام داد، اما در شکستن زنجیری که در دهانه خلیج قرار داده شده بود شکست خورد، این زنجیر که بر روی کنده‌های درخت قرار داده شده بود آن‌قدر قوی بود تا از ورود کشتی‌های عثمانی به داخل خلیج طلایی جلوگیری کند. این پیروزی کشتی‌های پاپ، روحیه را در میان ارتش عثمانی به شدت کاهش داد.

فتح سلطان محمد

در میان این هرج و مرج و احساس شایع شکست با وعده پیروزی روحانیون، سلطان محمد قول پیروزی در این نبرد را داد. سلطان محمد نوع جدیدی از توپ را به وجود آورد که humbara خوانده می‌شد، که امروزه به نام خمپاره‌انداز شناخته می‌شود، این توپ به مورد اصابت قرار دادن هدف کمک زیادی می‌کرد، این کشفی مهم در تاریخ نظامی جهان به شمار می‌رفت. اما توپ‌ها به اندازه کافی برای فتح شهر قوی نبود.

عبور از غیرممکن، ورود به خلیج

با تشویق روحانیون، سلطان محمد دوم تصمیم مهمی درباره نیروی دریایی‌اش گرفت. ناوگان عثمانی در دولماباغچه که از طریق زمین به خلیج شاخ طلایی راه داشت لنگر انداخت، حال یک شگفتی بزرگ در راه بود، چندین کشتی و قایق بادبانی با طناب به وسیله سربازان به‌سوی اسکله هدایت شدند. در صبح روز ۲۲ آوریل هنگامی که امپراتوری روم شرقی از خواب برخاست شاهد یک شگفتی بود و هنگامی که بیزانسی‌ها کشتی‌های عثمانی را در خلیج شاخ طلایی دیدند، وحشت‌زده شدند.

فتح قسطنطنیه
فتح سلطان محمد ، فتحی به عظمت یک امپراتوری

در روز ۲۹ می، ارتش عثمانی یورش نهایی را آغاز کرد. این محاصره‌ای بود که از روز جمعه ۶ آوریل ۱۴۵۳ تا روز سه‌شنبه ۲۹ می ۱۴۵۳ یعنی زمانی که شهر توسط عثمانی‌های تحت رهبری سلطان محمد دوم فتح شد به طول انجامید. با فتح سلطان محمد دوره جدیدی در تاریخ آغاز گردید و توازنی جدید در جهان به وجود آمد.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
با 10 کشور جهان با عجیب‌ترین تاریخ که هرگز درباره آن‌ها نشنیده‌اید آشنا شوید

با 10 کشور جهان با عجیب‌ترین تاریخ که هرگز درباره آن‌ها نشنیده‌اید آشنا شوید

با 10 کشور جهان با عجیب‌ترین تاریخ که هرگز درباره آن‌ها نشنیده‌اید آشنا شوید

همه ما حتما درباره‌ی جنگ داخلی کشور آمریکا و انقلاب فرانسه شنیده‌‌ایم. جنگ سرد و کوبا هم که دیگر قدیمی شده‌ است و آن‌قدر درباره‌ی عراق و افغانستان نوشته‌اند که تقریبا همه‌چیز را درباره‌ی آن می‌دانیم. در اینجا، می‌خواهیم درباره‌ی جنون‌آمیزترین قسمت‌هایی از تاریخ بگوییم که ناشناخته مانده‌اند و شما را با 10 کشور جهان با عجیب‌ترین تاریخ آشنا کنیم.

آیا شما درباره‌ی دیکتاتورهای دیوانه آسیای میانه می‌دانید؟ آن‌هایی که میلیون‌ها برای ساخت کاخ‌های مرمری خرج کردند و یا رقیب‌های سیاسی‌شان را تا دم مرگ جوشاندند. آیا می‌دانید چه کشور‌ هایی در آسیای میانه قرار دارند؟ بسیاری از شما ممکن است که جواب این سوال را ندانند. همین موضوع باعث جذابیت و حتی بی‌شک ترسناک بودن برخی از این کشور‌ها می‌شود.

10. کشور گامبیا (The Gambia)

گامبیا

دانستن این موضوع که اولین رئیس‌جمهور گامبیا، پنج بار متوالی به‌عنوان رهبر انتخاب شد و دومین رئیس‌جمهور بیشتر از دو دهه حکومت کرد، حقایق زیادی را درباره‌ی سیاست و تاریخ این کشور به ما می‌گوید.

دودا جوارا (Dawda Jawara)، اولین رهبر کشور، حکومت خود را (در ابتدا به‌عنوان نخست‌وزیر) در سال 1962، درست قبل از استقلال گامبیا از انگلستان آغاز کرد. با این‌ حال، جوارا تا حدودی عملکرد بهتری نسبت به سایر رهبران آفریقایی آن دوران داشت. فساد در گامبیا، کمتر از کشور‌های دیگر شایع بود. بیشتر شخصیت‌های ارشد دولتی، زندگی به نسبت متوسطی داشتند (حداقل در مقایسه با قذافی) و به‌ظاهر به ارزش‌های دموکراتیک پایبند بودند.
دولت گامبیا نه‌تنها یک حزب واحد نبود، بلکه استبدادی نیز در آنجا وجود نداشت. حتی رسانه‌ها (تقریبا) آزاد بودند. همین موضوع باعث قربانی شدن جوارا در چندین کودتا شد. در یکی از این کودتاها، ارتش‌های خارجی مجبور به مداخله شدند تا بتوانند جوارا را نجات دهند. درنهایت او توسط یک کودتای نظامی در سال 1994 کنار گذاشته شد.

جایگزین جوارا، یحیی جامه (Yahya Jammeh)، مانند رهبر اسبق رفتار خوبی نداشت. نخستین اقدام‌ جامه لغو قانون اساسی و منع تمامی مخالفت‌های سیاسی بود. او در حقیقت صحنه را برای اتفاقات بدتر آماده کرد.
جامه در دوران حکومت خود، در بیشتر رسوایی‌های پیش‌بینی‌شده و کارهایی که نقض حقوق بشر را شامل می‌شد، دست داشت. او همچنین راه ‌حل متفاوتی برای بسیاری از مشکلات مواجه‌ شده با اروپا ارائه کرد؛ کارهایی مثل اعتراض‌های دانشجویی، خبرنگارهای مخالف و مهاجرت غیرقانونی را با کشتن وحشیانه افراد مسئول، رسیدگی می‌کرد.
راهکار‌های جامه، همچنین شامل “ابداع درمان گیاهی برای ایدز”، درمان جادوگرها به‌وسیله ربودن و اجبار آن‌ها به نوشیدن سوپ سمی بود. مجازات همجنسگرایان نیز، در ‌نهایت اعدام بود.

پس از مطرح‌ کردن چنین مسائلی، می‌توان گفت که این کشور کوچک، با مشکل‌های فراوانی رو‌به‌رو است. هرچند بعد از جامه (با دو دهه دیکتاتوری)، انتخاب یک رئیس‌جمهور به‌صورت عادلانه، می‌­تواند نشانه خوبی برای مردم گامبیا باشد.

9.جزایر کومورو (The Comoros Islands)

جزایر کومورو

کومورو با این‌که یک کشور جزیره‌ای کوچک است، اما سوابق تاریخی قابل‌توجهی دارد. این مجمع‌الجزایر با مجموع 21‌ انقلاب در طول تاریخش، بی‌شک یکی از انقلابی‌ترین کشورهای آفریقا و قطعا جهان است. جالب است بدانید که کومورو تنها 42 سال قدمت دارد.

مشکلات کومورو از همان ابتدای استقلال شروع شد؛ زمانی­‌که یکی از جزایر گرفته‌شده توسط کومورو، از پیوستن به مجمع‌الجزایر خودداری کرد. آن‌ها ترجیح دادند تا زیر سلطه فرانسه باقی بمانند. از آن زمان، کومورو وقایع منحصربه‌فردی را تجربه کرد که می‌توان به انقلاب مائوئیست اشاره کرد.
انقلابی که در آن رئیس‌جمهور، با پرتاب موشک به خانه‌اش کشته شد. حکومت دیکتاتوری با حمایت مزدوران خارجی، به کشور بازگشت. واضح است که مردم کومورو، زمان سختی را پشت سر گذاشتند تا رهبر مناسبی را برای خود انتخاب کنند.

جزیره طیف جمعیتی متنوعی دارد، از اسلام‌گرایان گرفته تا شبه نظامیان نوجوان مارکسیست. یکی از شخصیت‌های عجیب تاریخ کومورو، باب دنارد (Bob Denard) بود. مزدوری مدعی از طرف فرانسه که به تنهایی توانست چهار دولت را سرنگون کند. دنارد برای سالیان سال رئیس مردم کومورو بود؛ تا زمانی که در سال 1995 یک کودتا بیش‌ازحد او را به سمت دستگیری توسط مقامات فرانسوی کشاند.

مشکلات این کشور همین‌جا پایان نیافت. در سال 1997 دو جزیره از سه جزیره دوباره تلاش کردند تا به فرانسه بپیوندند، ولی اقدام آن‌ها رد شد و این موضوع عملی نشد. هرچند در سال 2006، با انتقال صلح‌جویانه قدرت در تمام جزایر، کومورو پس از گذشت 31‌ سال از استقلال به یک دولت منسجم تبدیل شد؛ اما تنها یک تعرض یا هجوم کافی است تا دوباره نشان دهد که متاسفانه مشکلات این کشور هنوز تمام نشده‌است.

8.مالی (Mali)

مالی

همان‌طور که می‌دانیم یکی از زیباترین و دوست‌داشتنی‌ترین کشورهای آفریقایی، مالی است. این کشور سرشار از منابع طبیعی است و میان گروه‌های مذهبی و قومی تقسیم شده است.
اگر این امکان وجود داشت تا یک کاندید برای شکست‌خورده‌ترین دولت انتخاب کرد، آن کاندید به‌طور حتم مالی است. با گذشت نیم‌قرن از استقلال، این ملت آن‌گونه که برخی امیدوار بودند موفقیتی کسب نکرد.

اولین رهبر مالی قبل از استقلال، مودیبو کیتا (Modibo Keita)، یک سوسیالیست بود. او قصد داشت منابع کشور را که بیشتر آن متعلق به استعمارگران فرانسوی بود، ملی کند و نابرابری‌های شایع را کاهش دهد. اما متاسفانه آرزویش برآورده نشد و او از کار برکنار و در یک کودتای نظامی در سال 1968 زندانی شد.

جایگزین کیتا، ژنرال موسی تراوره (Moussa Traore)، در ابتدا حمایت برخی از مردم مالی را به دست آورد؛ اما به‌زودی مشخص شد که رژیم او به‌مراتب بدتر از پیشینیانش است. مالی در آن زمان به یک حکومت استبدادی تبدیل شد و تلفیق غم‌انگیز قحطی، فساد و سوء مدیریت پول کشور، منجر به مرگ ده‌ها هزار نفر شد. با اصلاحات واردشده در دولت، آن­ها درنهایت موفق شدند تا یک نظام دموکراتیک را در کشور برپا سازند. همین موضوع باعث شد تا تراوره 99‌ درصد آرا مردمی را بدست آورد.
با این‌که تراوره نیز در یک کودتای نظامی دیگر سرنگون شد ولی مشکلات مالی به‌هیچ‌وجه متوقف نشد. در سه سال گذشته مالی شاهد یک کودتا (بله، یکی دیگر)، یک شورش عشایر، گرفتن بسیاری از بخش‌های کشور توسط القاعده و یک مداخله خارجی برای حل همه این مشکلات بود.

مالی یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. همچنین یکی از چند کشوری است که در آن برده‌داری به میزان دویست‌هزار نفر همچنان شایع است. این نشان می‌دهد که برخی از مشکلات برای مدتی در مالی خواهند ماند.

7.برونئی (Brunei)

برونی

برونئی برای بعضی‌ها به عنوان دولت Shellfare شناخته شده است. این کشور کوچک آسیایی و غنی از نفت، توسط شرکت‌های نفتی که فعالیت می‌کنند، می‌چرخد. رهبر مستبد برونئی، سلطان بلکیاه (Sultan Bolkiah)، زمانی یکی از ثروتمندترین مردان دنیا بود. اما این ثروت چندان سودی برای مردمش به همراه نداشت.
شهروندان برونئی برای همه‌چیز از جمله بنزین تا نفت یارانه دریافت می‌کردند. علی‌رغم میلیون‌ها خرجی که سلطان از بودجه عمومی برای مجموعه ماشین‌های لوکس خود می‌کرد، برونئی دارای بیشترین سرانه GDP در جهان است.

ممکن است تصور کنیم که برونئی با داشتن ثروت زیاد، سواحل دست‌نخورده و جنگل‌های زیبایی که کل کشور را پوشش می‌دهد، از بهترین کشورها برای زندگی است. در نگاه اول این موضوع قابل‌قبول است. هرچند وضعیت منحصربه‌فرد برونئی با مشکلات منحصربه‌فردی نیز همراه است. به‌طور مثال، برونئی یکی از چاق‌ترین و یکی از سرکوبگرترین کشورهای جهان است. شبکه وسیع یارانه‌های سخاوتمندانه و کمک‌های مالی که به سلطان می‌شود، این اجازه را به او می‌دهد تا حق آزادی مردم برونئی را بخرد.

رسانه‌های بدون سانسور در این کشور وجود ندارد. مخالفان دستگیر می‌شوند و قوانین با توجه کم به شهروندان اجرا می‌شود. شهروندان برونئی از کیفیت بالای زندگی برخوردارند ولی زمانی می‌توانیم این موضوع را کامل تائید کنیم که شهروندان غیرمسلمان که یک‌سوم جمعیت برونئی را تشکیل می‌دهند، اجازه دنبال کردن مذهبشان به‌صورت آزادانه را داشته باشند. همچنین این موضوع نیز صحت دارد که شهروندان ثروتمند هستند. بدون شک اگر حرص و طمع سلطان و پرداخت میلیاردها دلار از بودجه دولت برای بدهی‌های خانواده‌اش نبود، مردم برونئی حتی ثروت بیشتری داشتند.

6.جمهوری آفریقا مرکزی (Central African Republic)

آفریقا

نام جمهوری آفریقا مرکزی کمی ابهام دارد. این کشور مرکزی و قطعا آفریقایی است ولی در حال حاضر CAR کمتر یک کشور جمهوری و بیشتر یک دولت شکست‌خورده است. همانند سومالی، دولت کنترل قسمت کمی از خارج پایتخت را در دست دارد. بیشتر کشور توسط گروه‌های شورشی مختلف اداره می‌شود. CAR همچنین مانند سومالی، بیش از یک‌ دهه در وضعیت جنگ داخلی مداوم بوده است. با این ‌وجود، مشکلات کشور نسبت به ابتدای جنگ داخلی بسیار کمتر شده است.

حکومت اولین رهبر دموکرات CAR فقط چند سال تا قبل از مرگش، در یک تصادف هواپیمایی مشکوک، دوام آورد. از آن به بعد، کشور رو به‌ جنون کشیده شد. اول با ایجاد یک حزب واحد و سپس با سرنگونی رئیس‌جمهور دیوید داکو (David Dacko)، در آفریقا مرکزی یک امپراتوری ایجاد شد.
اگر بخواهیم موردی بدتر از دولت تک‌حزبی نام ببریم، باید به خرج یک‌سوم بودجه دولتی برای تاج‌گذاری امپراتور جدید بوکاسا (Bukassa) اشاره‌کنیم. این ولخرجی منجر به ورشکسته شدن کامل کشور شد.

حکومت نفرت‌انگیز و خشن بوکاسا که شامل مجازات بیکاران، کشتن صدها دانش‌آموز معترض و بنا به گفته برخی آدم‌خواری بود، منجر به بدتر‌شدن رابطه قوی بین CAR و فرانسه شد. همین موضوع، فرصت مناصبی برای رئیس‌جمهور اسبق بود تا با یک کودتا فرانسوی دوباره به قدرت برگردد. این کودتا اتفاق افتاد ولی داکو دوباره سرنگون شد و حاکم جدید، توسط یک جنبش نظامی، دولت استبدادی جدیدی را برپا کرد.

اگرچه دموکراسی در دهه‌1990 به دست آمد، ولی از مشکلات CAR کم نکرد. اولین رئیس‌جمهور منتخب دموکراتیک، آنگه فلیکس پاتاسه (Ange-Felix Patasse)، درگیری بین گروه‌های قومی کشور را تقویت کرد و به قولی، شروع به “شکار جادوگران” علیه مردم یاکوما کرد. سه ماموریت نظامی در طول نخستین دوره‌اش رخ داد و از نیروهای خارجی به­‌منظور کنترل و فروپاشی جمعیت عصبانی، استفاده کرد. این حرکت او نشان داد که دقیقا چگونه کشور به جنگ داخلی در سال 2003 رسید و همچنان کشور را رو به ویرانی کشاند.

5.تیمور شرقی (East Timor)

تیمور شرقی

تیمور شرقی بی‌شک یکی از بدشانس‌ترین کشور‌های جهان است؛ زیرا نخستین بار مورد استعمار پرتغال قرار گرفت. ولی ساکنان جزیره بیکار ننشستند و با جدیت تمام برای استقلال سرزمینشان جنگیدند. پس از مدت‌ها تلاش بالاخره در سال 1975 و پس از انقلاب پرتغالی، انقلاب خود را به دست آوردند.
البته این موضوع بیشتر شبیه به پریدن از ماهیتابه داغ به درون آتش بود. به‌محض اعلام استقلال، همسایگان آن‌ها از جمله اندونزی از نزاع و بی‌نظمی کشور جدید استفاده کردند و تیمور شرقی را بخشی از قلمرو خود اعلام کردند.

این اشغال منجر به سوء‌استفاده از حقوق مردم و کشته شدن بیش از یک‌سوم جمعیت تیمور شرقی شد. البته در ابتدا بسیاری از کشورها از اشغال تیمور حمایت کردند؛ از جمله استرالیا که به دلیل قراردادهای نفتی که از طرف اندونزی و ایالات‌متحده و به دلیل ماهیت کمونیستی جنبش استقلال FRETILIN از این ماجرا سود بسیاری می‌برد. همین موضوع منجر به اعتراض مردم تیمور شد. این ماجرا تا سال 1999 به طول انجامید تا این­که اندونزی رفراندوم را قبول کرد. بیشتر مردم به استقلال کشور رای دادند که هیچ جای تعجبی نداشت.

هرچند قبل از ترک کشور، رهبران اندونزی قول دادند که شمار قابل‌توجهی از شهروندان را می‌کشند و تمام ساختمان‌های دولتی را می­‌سوزانند. آن‌ها می‌خواستند ضمانت کنند که هیچ دولتی بعد‌ از‌ آن به موفقیت نمی‌رسد. با اینکه این امور عملی نشد ولی هدف آن‌ها به حقیقت پیوست. به این دلیل که هنوز مشکلات بسیاری در تیمور شرقی وجود دارد که می‌توان به اقدام تروریستی علیه رهبرشان اشاره کرد. ولی وضعیت داخل کشور، بعد از اشغال اندونزی بسیار بهتر شد.  بالاخره یک داستان موفقیت‌آمیز!

4.گینه استوایی (Equatorial Guinea)

گینه استوایی

گینه استوایی از بسیاری لحاظ منحصربه‌فرد است. به‌طور مثال، تنها کشور اسپانیایی‌زبان در قاره آفریقا است. این موضوع به زمانی باز می‌گردد که گینه مستعمره اسپانیا بود. همچنین تنها کشور در قاره است که پایتخت آن نه‌تنها در سرزمین اصلی نیست، بلکه در یک جزیره کوچک و با صدها مایل فاصله قرار دارد. رهبر گینه تنها رهبر آفریقایی است که سال‌های بسیار زیادی را خدمت کرد. تئودورو اوبیانگ (Teodoro Obiang)، مظهر یک قدرت مستبد که حکومتش تقریبا 40 سال طول کشید.

تاریخ عجیب این کشور مدت کمی پس از استقلال آن شروع شد. بعد از جدایی از اسپانیا، رهبر جدید ماسیاس انگوما (Macias Nguema)، کشور را به یک دولت تک‌حزبی تبدیل و خود را “رئیس‌جمهور ابدی” معرفی کرد. انگوما به‌سرعت با کشورهای کمونیستی جهان ارتباط برقرار و مارکسیسم را به عنوان “استعمار نو” در آفریقا اعلام کرد.

علی‌رغم تلاش‌هایش، او هیچ مشکلی با کشتار و تبعید یک‌سوم جمعیت کشور نداشت. از این موضوع  به عنوان وحشتناک‌ترین نسل‌کشی در تاریخ مدرن یاد می‌شود. همه مخالفان سیاسی او اعدام شدند و اقتصاد گینه استوایی به دلیل تبعید یا مرگ شهروندان ماهرش سقوط کرد. به نظر می‌رسد که دیکتاتور فعلی کشور که پس از کودتای 1979 مسئول کشور است، چندین برابر ضعیف‌تر از گذشته عمل می‌کند.

بعد از کودتا اوضاع رو به بهبودی یافت. عفو عمومی همه زندانیان سیاسی اعطا و سیستم کاری اجباری “گولاگ” کنار گذاشته شد. انگوما نیز به خاطر جنایت علیه بشریت محکوم به اعدام شد. درهرحال، رهبر جدید، اوبیانگ که برادرزاده انگوما بود، فراموش کرد تا از مردم درباره‌ی این واقعیت که او بر بسیاری از جنایات انجام شده در دوران رژیم عمویش نظارت داشت، عذرخواهی کند.

اوبیانگ از وضعیت اقتصادی کشور راضی نبود، به همین دلیل شروع به فروختن نفت کشور کرد. پول به‌دست‌آمده از این فروش مستقیم به حساب رئیس‌جمهور ریخته می‌شد. این موضوع موجب شد تا اوبیانگ به یکی از ثروتمندترین رهبران دنیا با ثروت 600 میلیون دلار تبدیل شود. با اینکه این کشور دارای بالاترین میزان GDP به ازای هر نفر در آفریقا بود ولی اکثر مردم در فقر زندگی می‌کردند.
این کشور، با انتخاب ورزشکاران المپیک به‌صورت تصادفی، در جهان شناخته شد. به‌طوری‌که شناگر این تیم حتی یک استخر 50­متری را نیز از نزدیک ندیده بود و رکورد کندترین زمان در تاریخ المپیک را نیز شکست.

در کل، شانس بسیار کمی برای پیشرفت گینه وجود دارد. ازآنجایی‌که اوبیانگ، با بستن قراردادهای ارزان نفتی، حمایت ایالات‌متحده را به‌دست‌ آورده است و نسبت به بقیه دیکتاتورهای آفریقایی، بیشترین کنترل را نسبت به مردم کشور کوچکش دارد.

3.گینه بیسائو (Bissau Guinea)

گینه بیسائو

اگر یک چیز در مورد مستعمرات پیشین پرتغال بتوان گفت، این است که آن‌ها بیشتر از هر چیزی نگران جنگ‌های داخلی در مستعمره‌هایشان بودند. گینه بیسائو نیز جدا از این قاعده نیست و به دنبال قدم‌های آنگولا، موزامبیک و تیمور شرقی، این ملت نیز با درگیری‌هایش نابود شد. تنها یک تفاوت بین گینه بیسائو و بقیه کشورها وجود دارد و آن پایدارترین وضعیت سیاسی پس از استقلالش بود.

گینه با کمک‌های زیادی از طرف کشورهای کمونیست و با حرکت ملت‌گرای مارکسیستی، کنترل کشور را در جنگ گوریل به دست آورد و در سال 1973 از لیسبون جدا شد. آن‌ها برای یک دهه به عنوان یک دولت تک‌حزبی حکومت کردند و سپس آن را به دولت دموکراسی تبدیل کردند. بالاخره به مردم اجازه شرکت در انتخابات داده شد. متاسفانه این دقیقا زمانی بود که کشور شروع به سقوط کرد.

فقط چند سال پس از اولین انتخابات، یک جنبش کودتایی، جنگ داخلی در کشور را راه‌اندازی کرد که موجب نابودی کشور برای سالیان سال شد. صدها هزار نفر از مردم مجبور به جا‌به‌جایی شدند. جنگ پس از سرنگونی رئیس‌جمهور ویرا (Vieira) به‌پایان رسید و در سال بعد یک رئیس‌جمهور جدید انتخاب شد. به دنبال انتخابات بعدی در سال 2005، ویرا دوباره به‌عنوان رهبر انتخاب شد ولی پس از اقدامات تروریستی بسیار، در سال 2009 و قبل از  پایان یافتن دوران خدمتش، به قتل رسید.

شاید فکر کنید که قتل رهبرشان بی‌شک برای بهتر شدن وضعیت سیاسی کشور بود ولی یک کودتای دیگر نیز در سال 2012 رخ داد. این موضوع به این معنی است که پس از 43 سال از استقلال، هیچ رئیس‌جمهوری موفق به اتمام دوران پنج‌ساله حکومتش نشد.

2.ترکمنستان (Turkmenistan)

ترکمنستان

بااینکه نحوه زندگی در این کشور بسیار شبیه به کره شمالی است ولی تعداد کمی از مردم در مورد ترکمنستان شنیده‌اند. ترکمنستان ممکن است یک کشور دیوانه باشد ولی همیشه این‌گونه نبوده است. آن‌ها دارای تاریخ بسیار قدیمی و نزدیک به 1000‌سال به علاوه 20‌سال استقلال از اتحاد شوروی هستند.

زمانی که ترکمنستان تحت حکومت شوروی قرار داشت، یکی از مهم‌ترین جمهوری‌های آسیا میانه بود. این کشور تحت ظلم شدید دولت مسکو قرار می­گرفت و لیبرالیزاسیون و توسعه آن‌ها به‌طور عمده بعد از استقلال پدید آمد. هرچند بعد از این جدایی بزرگ در سال 1991، ترکمنستان راه بسیار متفاوتی را طی کرد.
نشانه‌هایی از دولت شوروی سابق، به دلیل فساد، در بهترین حالت قوم‌پرستی و دولت بسیار ناکارآمد هنوز وجود داشت. هیچ‌کدام از کشورهای آسیا میانه، این حجم از مشکلات را آن‌طور که ترکمنستان به وجود آورد، نداشتند.

پس از استقلال، رهبر  کشور ساپارمورات نیازوف (Saparmurat Niyazov)، به این نتیجه رسید که بهترین راه برای پر کردن خلأ رهبریت در کشور، تبدیل‌شدن به شخصیتی همچون استالین است. میلیون‌ها دلار برای ساخت مجسمه‌های طلا از او خرج شد. داشتن دانش کافی از کتاب‌هایش برای کسانی که می‌خواستند گواهینامه رانندگی بگیرند نیز الزامی بود. نیازوف همچنین بسیاری از کارها را برای سرگرمی خودش منع کرد که می‌توان به جویدن تنباکو، لب زدن، سگ‌ها، موی صورت، بازی‌های ویدیویی و حتی رقص باله به دلیل این‌که “به اندازه کافی ترکمنی نبود”، اشاره کرد. با این‌که خنده‌دار به نظر می‌رسد ولی بسیاری از مردم به دلیل سیاست‌های شکست‌خورده نیازوف به کام مرگ کشیده شدند. او با اعلام این­که “رئیس‌جمهور ابدی” است میلیاردها دلار از پول دولت را در حساب‌های شخصی‌اش قرار داد.

آیا واقعا امیدی برای ترکمنستان وجود دارد؟ ازآنجایی‌که شهروندان از برق، آب و گاز به‌صورت رایگان برخوردارند و همچنین به این دلیل که دولت ترکمنستان یکی از استبدادی‌ترین کشورها پس از کره شمالی است، به نظر نمی‌رسد که در آنجا اعتراضی صورت بگیرد.
البته پس از مرگ نیازوف در سال 2006 مردم کمی امیدوار شدند. ولی با حضور رئیس‌جمهور بعدی که دندان‌پزشک سابق نیازوف بود، تمامی امیدهایشان از بین رفت. او تمامی مجسمه‌های طلا نیازوف را برداشت و مجسمه‌هایی گران‌قیمت‌تر از قبل را ساخت. این نشان می‌دهد که داستان ترکمنستان تغییری نکرده است و فقط خودکار آن عوض‌شده است.

1.پاراگوئه (Paraguay)

پاراگوئه

اگر تاکنون یک قاعده مهم برای هدایت کشوری وجود داشته باشد، این امر شامل اعلان‌جنگ با کشوری 20 برابر بزرگ‌تر از کشور شما نمی‌شود. رهبرانی که این اشتباه را مرتکب شدند، کشور را در وضعیت بسیار بدی قرار دادند. یکی از آن‌ها دیکتاتور پاراگوئه‌ای، فرانسیسکو سولانو لوپز (Francisco Solano Lopez) بود. مدت‌زمان بسیاری نبود که پاراگوئه به عنوان یک کشور اعلام‌شده بود ولی لوپز در سال 1864 با اعلان جنگ به اروگوئه، آرژانتین و در اقدامی بسیار عجیب برزیل، دست به از بین بردن کشور نوپایش زد. همان‌طور که حدس زده می‌شد، این موضوع خوب پیش نرفت و فقط 50 سال بعد از استقلال دوسوم جمعیت پاراگوئه از صفحه روزگار پاک شدند.

در این زمان پاراگوئه مسلما وضعیت پایداری نداشت. تقریبا 31 رهبر از طریق کودتا در نیمه اول قرن 20 عوض شد. همچنین برای احیای قلمرو‌اش که در اولین جنگ از دست داده بود، جنگ دیگری را آغاز کرد. اما این بار دست به کار احمقانه‌ای نزد و بولیوی را رقیب خود قرار داد. پاراگوئه این جنگ را پیروز شد و از میزان ناپایداری‌ها در کشور کم کرد. پس از یک کودتا به دنبال جنگ داخلی، یکی از دولت‌مردان به نام آلفردو استروسنر (Alfredo Stroessner) به عنوان رهبر انتخاب شد.

اما استروسنر یکی از بدترین رژیم‌ها در آمریکای جنوبی از لحاظ حقوق بشر و آزادی را داشت؛ زیرا بسیاری از مردم به دلیل مخالفت با رهبر کشته شدندو آدم‌ربایی غیرقانونی، معمولی تلقی شد.
استروسنر  معتقد بود ضد کمونیست به معنای آن است که او حمایت سایر دیکتاتورهای آمریکا لاتین و از همه مهم‌تر ایالات متحده آمریکا را داشته باشد. این موضوع باعث شد که او تا سال 1989 قدرت را در دست داشته باشد. ولی بالاخره توسط یک کودتا نظامی سرنگون شد. به‌غیراز این دو رئیس‌جمهور، آخرین رهبری که در سال 2012 انتخاب شد، تغییرات بسیاری را در کشور ایجاد کرد.
ممکن است که خیلی عالی به نظر نرسد، ولی هنوز برای پاراگوئه امید برای پیشرفت باقی‌مانده است.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت اول)

طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت اول)

طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت اول)

از آغاز حیات بر روی کره خاکی تا عصر حاضر زمین دستخوش تغییرات بی‌شماری بوده است. برخی از آنها به دلایل طبیعی و بیشتر موارد آن به دست بشریت بوده است. در این میان می‌توان گفت که جنگ‌ها ناگوارترین اتفاقاتی بودند که با دست انسان‌ها رقم خورده‌اند. حتی کوتاه‌ترین جنگ‌ها هم برای کسانیکه درگیر آن بوده‌اند بسیار طولانی گذشته است. متاسفانه برای کسانی که درگیر طولانی ترین جنگ های تاریخ بوده‌اند، این اتفاق دهه‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده است.

10 مورد از طولانی ترین جنگ های تاریخ

زمانیکه از عبارت طولانی ترین جنگ های تاریخ استفاده می‌کنیم، بدان معنی است که بسیاری از سربازان تمام طول زندگی خود را درگیر جنگی بوده‌اند که هرگز در خصوص آن تصمیم گیرنده نبودند و حتی این جنگ‌ها پیش از تولدشان آغاز شده بود. در ادامه این مطلب با هم نگاهی خواهیم انداخت به طولانی ترین جنگ های تاریخ بشریت تا به امروز.

#10 جنگ کارن (از 1949 تا حال حاضر، 67 سال و همچنان ادامه دارد)

جنگ کارن

جنگ کارن یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ است که داخلی می‌باشد و از سال 1949 آغاز شده است. این جنگ همچنان ادامه دارد. مردم کارن که یکی از بزرگترین قومیت‌ها در جنوب شرقی آسیا به حساب می‌آیند، سال‌های طولانی است که برای استقلال خود و جدایی از سرزمین میانمار (برمه) درگیر جنگ داخلی هستند. دو جناح این جنگ داخلی، اتحادیه ملی کارن و تاتمادوای برمه‌ای (Burmese Tatmadaw ) می‌باشند. اتحادیه ملی کارن یک ارگان سیاسی از مردم کارن است که توسط ارتش آزادیخواه ملی کارن تجهیز می‌شود. در سمت مقابل، تاتمادوای‌ها به ارتش رسمی میانمار مرتبط می‌باشند. این جنگ حالا در ایالت کارن در میانمار در حال ادامه است که در سال 1952 توسط دولت برمه به رسمیت شناخته شد. این درگیری تا به امروز بیش هزاران تلفات داشته است و باعث شده تا بسیاری از ساکنین ایالت کارن به کشورهای هم‌جوار خویش مهاجرت کنند.

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت دوم)

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

ادامه دارد…

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
طولانی ترین جنگ ها در تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت دوم)

طولانی ترین جنگ ها در تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت دوم)

طولانی ترین جنگ ها در تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت دوم)

از آغاز حیات بر روی کره خاکی تا عصر حاضر زمین دستخوش تغییرات بی‌شماری بوده است. برخی از آنها به دلایل طبیعی و بیشتر موارد آن به دست بشریت بوده است. در این میان می‌توان گفت که جنگ‌ها ناگوارترین اتفاقاتی بودند که با دست انسان‌ها رقم خورده‌اند. حتی کوتاه‌ترین جنگ‌ها هم برای کسانیکه درگیر آن بوده‌اند بسیار طولانی گذشته است. متاسفانه برای کسانی که درگیر طولانی ترین جنگ ها در تاریخ بوده‌اند، این اتفاق دهه‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده است.

10 مورد از طولانی ترین جنگ ها در تاریخ

زمانیکه از عبارت طولانی ترین جنگ ها در تاریخ استفاده می‌کنیم، بدان معنی است که بسیاری از سربازان تمام طول زندگی خود را درگیر جنگی بوده‌اند که هرگز در خصوص آن تصمیم گیرنده نبودند و حتی این جنگ‌ها پیش از تولدشان آغاز شده بود. در ادامه این مطلب با هم نگاهی خواهیم انداخت به طولانی ترین جنگ های تاریخ بشریت تا به امروز.

#9 جنگ استقلال هلند (1568-  1648 – مدت 80 سال)

جنگ هلند

جنگ هشتاد ساله هلند که Dutch Revolt نیز نامیده می‌شود از سال 1568 آغاز شد و بعد از گذشت 80 سال در سال 1648 به پایان رسید. این انقلاب با شورش در 17 استان در هلند علیه پادشاه اسپانیا آغاز شد. با آغاز انقلاب هلند؛ نیروهای ارتش پادشاه مسئولیت سرکوب شورشیان را برعهده گرفتند و موفق به کنترل جنگ شدند. با این حال شورش معترضین رشد کرد و قوی‌تر شد و در سال 1572 شورشی‌ها موفق شدند برلیه (Brielle) فتح کنند و این موضوع شکست سنگینی را به اسپانیا تحمیل کرد.

در نهایت در سال 1648، 17 استان شورشی توانستند استقلال خود را بدست بیاورند و به عنوان استان‌های متحد هلند نام خود را ثبت کنند که حالا به نام جمهوری هلند شناخته می‌شوند. پس از برقراری جمهوری و ایجاد آرامش در هلند، دوران طلایی این کشور با گسترش فعالیت‌های بازگانی، فرهنگی و سیاسی آغاز شد. هلند از شرق با آلمان همسایه است و از جنوب با بلژیک. از سمت غرب نیز از طریق دریا با بریتانیا هم‌جوار شده است.

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت اول)

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

ادامه دارد…

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
طولانی ترین جنگ های تاریخی چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

طولانی ترین جنگ های تاریخی چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

طولانی ترین جنگ های تاریخی چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

از آغاز حیات بر روی کره خاکی تا عصر حاضر، زمین دستخوش تغییرات زیادی بوده است. برخی از آنها به دلایل طبیعی و بیشتر موارد آن به دست بشریت رخ داده است. در این میان می‌توان گفت که جنگ‌ها ناگوارترین اتفاقاتی بودند که با دست انسان‌ها رقم خورده‌اند. حتی کوتاه‌ترین جنگ‌ها هم برای کسانیکه درگیر آن بوده‌اند بسیار طولانی گذشته است. متاسفانه برای کسانی که درگیر طولانی ترین جنگ های تاریخی بوده‌اند، این اتفاق دهه‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده است.

10 مورد از طولانی ترین جنگ های تاریخی

زمانیکه از عبارت طولانی ترین جنگ های تاریخی استفاده می‌کنیم، بدان معنی است که بسیاری از سربازان تمام طول زندگی خود را درگیر جنگی بوده‌اند که هرگز در خصوص آن تصمیم گیرنده نبودند و حتی این جنگ‌ها پیش از تولدشان آغاز شده بود.

در ادامه این مطلب با هم نگاهی خواهیم انداخت به طولانی ترین جنگ های تاریخی بشریت تا به امروز.

#8 جنگ اشکانیان و سلوکیان (از 238 سال پیش از میلاد مسیح تا 129 سال پیش از میلاد مسیح – مدت 109 سال)

جنگ اشکانیان و سلوکیان به یک سری از جنگ‌هایی گفته می‌شود که بین امپراطوری ایران و دولت اشکانیان اتفاق افتاده و در نتیجه آن سلوکیان از ایران خارج شد و سلسله اشکانیان بر روی کار آمدند. در آغاز امپراطور سلوکی از سوریه تا تا رود سند برقرا بود، اما نگهداری چنین پادشاهی بزرگی کار آسانی نبود و سلوکی‌ها به طور مداوم در مناطق مختلف با مشکلاتی مواجه بودند. دو پادشاه سلوکی در منطقه باختری و پارت با استفاده از شرایط ناآرام موجود، خودشان را امپراطوری جدا و اعلام استقلال کردند. هر چند که پارت 238 سال قبل از میلاد مورد حمله چند طایفه ایرانی قرار گرفتند و کنترل منطقه از دست آنها خارج شد، به این ترتیب نام پارت‌ها بر این منطقه قرار گرفت.

سلوکی‌ها در آن زمان به شدت درگیر جنگ با بطلمیوس مصر بودند که بخش بزرگی از امپراطوری خود در شرق ایران و پارت‌ها را از دست دادند. آنتیاکوس سوم (Antiochus III) پادشاه جاه طلب سلوکی، برای تصاحب سرزمین‌های از دست رفته امپراطوری اجدادی خود، 209 سال قبل از میلاد مسیح جنگ خود را علیه پارت‌ها آغاز کرد. در آن سال او توانست پارت‌ها را شکست دهد و آنها را دوباره به زیر سلطه امپراطوری بزرگ بازگرداند. اما سلوکی‌ها زمانیکه آنتیاکوس در جنگ با رومی‌ها در نبرد ماگنزی شکست خورد، کنترل اوضاع را از دست دادند. پس از آن کنترل منطقه پارت به دست اشکانیان افتاد و آنها شروع به تصاحب سرزمین سلوکیان کردند. 139 سال پیش از میلاد مسیح، سلوکی‌ها در نبردی بزرگ از اشکانیان شکست خوردند و پادشاه سلوکیان، دیمتریوس دوم (King Demetrius II) به اسارت اشکانیان درآمد و حکومت اشکانیان منطقه را در دست گرفت.

#7 جنگ صد ساله / پلانجت – والوا (1337 تا 1453 – مدت 116 سال)

طولانی ترین جنگ های تاریخیجنگ صد ساله یک نزاع طولانی مدت بین دو خاندان سلطنتی بود که ادعا جانشینی بر تخت سلطنت فرانسه را داشتند. پس از انقراض خاندان سلطنتی کاپتی و نداشتن شاه برای نشستن بر تخت سلطنت دو رقیب یعنی خاندان پلانجت و والوا نزاغ خود را آغاز کردند. پلانجی‌ها فرمانروای انگلستان در قرن 12 میلادی بودند و اصالتاً فرانسوی بوده و در منطقه آنژو و نورماندی سکونت داشتند. در حالیکه پلانجت ادعای ادعای حاکمیت بر فرانسه و انگلستان را داشت، در طرف مقابل خاندان والوا نیز ادعا مشابهی داشت. 5 نسل از پادشاهان این دو سلسله در بین سالهای 1337 تا 1453 برای تخت پادشاهی فرانسه با یکدیگر جنگیدند و هر دو در مقاطعی پیروزی‎‌های نیز بدست آوردند.

ژان دارک نقش مهمی در تمام شدن این جنگ و به حاکمیت رسیدن والوا داشت. این خانم روح مبارزه طلبی را در شاهزاده والوا، یعنی چارلز زنده کرد و به او برای تصاحب تاج و تخت کمک‌‌های فراوانی کرد و ائورلئان را که محل تاجگذاری چارلز بود از انگلستان پس گرفت. او بعدها در انگلستان اسیر شد و به جرم سحر و جادو در سال 1431 سوازنده شد، اما تلاش‌های او به ثمر نشست و چارلز توانست در سال 1453 با بیرون راندن نیروهای انگلیسی بر تخت پادشاهی فرانسه بنشیند.

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت اول)

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت دوم)

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
طولانیترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت چهارم)

طولانیترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت چهارم)

طولانیترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت چهارم)

از زمان آغاز زندگی بر روی زمین تا عصر حاضر، این کره خاکی دستخوش تغییرات زیادی بوده است. برخی از آنها به دلایل طبیعی بوده‌اند اما بیشتر آنها عموماً به دست بشریت رخ داده است. در این میان می‌توان گفت که جنگ‌ها ناگوارترین اتفاقاتی بودند که با دست انسان‌ها رقم خورده‌اند. حتی کوتاه‌ترین جنگ‌ها هم برای کسانیکه درگیر آن بوده‌اند بسیار طولانی گذشته است. متاسفانه برای کسانی که درگیر طولانیترین جنگ های تاریخ بوده‌اند، این اتفاق دهه‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده است.

10 مورد از طولانیترین جنگ های تاریخ

زمانیکه از عبارت طولانیترین جنگ های تاریخ استفاده می‌کنیم، بدان معنی است که بسیاری از سربازان تمام طول زندگی خود را درگیر جنگی بوده‌اند که هرگز در خصوص آن تصمیم گیرنده نبودند و حتی این جنگ‌ها پیش از تولدشان آغاز شده بود.

در ادامه این مطلب با هم نگاهی خواهیم انداخت به طولانیترین جنگ های تاریخ بشریت تا به امروز.

#6 جنگ بیزانس – عثمانی (از سال 1265 تا 1479 – مدت 214 سال)

جنگ‌های بیزانسی‌ها با عثمانیان، سری جنگ‌های قومیتی بودی از سال 1265 آغاز شد و 214 سال پس از آن، یعنی در سال 1479 به پایان رسید. پایان این جنگ با فروپاشی امپراطوری بیزانس و ظهور امپراطوری عثمانی در قلمرو سابق بیزانس رقم خورد. تا سال 1204 پایتخت بیزانس درگیر جنگ‌های صلیبی چهارم بود. سلجوقیان روم (The Sultanate of Rum) از این فرصت برای تصرف قلمرو کوچک بیزانس آسیای غربی استفاده کرد. هرچند که در 1261 قسطنطنیه توسط امپراطور نیقیه از امپراطوری لاتین باز پس گرفته شد.

امپراطوری بیزانس در این دوره از سمت دشمنان زیادی با تهدید مواجه شده بود و یکی از بزرگترین آنها عثمان از ترکیه بود که نام خود را بر روی امپراطوری عثمانی گذاشته بود. عثمان اول که خود را سلطان عثمانی نامید تا سال 1380 تراکیه را از بیزانس گرفت. در سال 1400 امپراطوری بیزانس به قلمروهای بسیار کوچکی تبدیل شد و در سال 1479 در طی برتری عثمانی‌ها در جنگ‌های طولانی مدت با بیزانسی‌ها، این امپراطوری به طور کلی منحل شد و امپراطوری عثمانی در سراسر مدیترانه شرقی برقرار شد.

#5 بیزانس – سلجوقی (از سال 1048 تا 1308 – مدت 260 سال)

جنگ‌های بیزانس و سلجوقی شامل یک سری از نبردهایی بود در دوره 260 ساله اتفاق افتاد و منجر به انتقال قدرت از امپراطوری بیزانس به سلسله ترک‌ها در مناطق آسیای صغیر و سوریه، و ظهور جنگ‌های صلیبی بود. پس از تسخیر بغداد در 1055، ترک‌ها امپراطوری خود را به سمت غرب گسترش دادند و در سال 1064 سلطان سلجوقی، آلپ ارسلان ارمنستان را از بیزانس گرفت. در سال 1067 زمانیکه ترک‌ها قصد حمله به آسیای صغیر را داشتند، توسط ضدحمله بیزانسی‌هاعقب نشینی کردند. با این حال، در نبرد ملازگرد که در سال 1071 اتفاق افتاد، ترک‌های سلجوقی با شکست بیزانس و به اسارت گرفتن امپراطور آنها به پیروزی بزرگی دست یافتند.

باوجود این پیروزی بزرگ، حکمرانی بیزانس در آسیای صغیر ادامه داشت و پس از 20 سال ترک‌ها توانستند کنترل کامل شبه جزیره آناتولی را دست بگیرند. اولین سری از جنگ‌های صلیبی زمانی آغاز شد ترک‌های سلجوقی برای تصرف اورشلیم اقدام کردند. پس از گذشت مدت 100 سال از نبرد ملازگرد، اولین جنگ صلیبی سلجوقیان را از آسیای صغیر بیرون راند و بیزانسی‌ها موفق شدند بخشی از مناطق از دست رفته خود را باز پس گیرند. با این حال، آسیب جنگ‌های صلیبی بیشتر از سود آن برای بیزانسی‌ها بود، چرا که ارتش‌های صلیبی متحدان خود را نادیده گرفتند و شهرها و روستاهای بیزانس را در طول مسیر غارت کردند.

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگ های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت سوم)

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
هشتگ از یکی از 3 روستای صخره‌ای جهان، روستای کندوان تبریز می‌گوید

هشتگ از یکی از 3 روستای صخره‌ای جهان، روستای کندوان تبریز می‌گوید

هشتگ از یکی از 3 روستای صخره‌ای جهان، روستای کندوان تبریز می‌گوید

در پنجمین قسمت از مجموعه هشتگ قصد داریم تا در مورد روستای تاریخی کندوان تبریز که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است با شما صحبت کنیم.

روستای کندوان و همه جذابیت‌هایش

روستای کندوان یکی از 3 روستای صخره‌ای در جهان به حساب می‌آید که به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فردش در لیست آثار ملی ثبت شده است. با وجود قدمت چند هزار ساله‌ای که این روستا دارد، برخلاف 2 روستای صخره‌ای دیگر، مردم همچنان در آن سکونت دارند. جالب است بدانید که در ساخت روستای کنـدوان هیچ گونه مصالحی به کار نرفته است و تمامی خانه‌های آن از کندن صخره‌ها و با ابتدایی‌ترین ابزارها به وجود آمده است. دمای هوای این خانه‌ها به صورت طبیعی در فصل تابستان خنک و در فصل زمستان گرم است. اما برای آنکه با جزئیات بیشتری از این روستا آشنا شوید از شما دعوت می‌کنیم پنجمین برنامه هشتگ را تماشا بفرمایید:

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
طولانی ترین جنگهای تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت پنجم)

طولانی ترین جنگهای تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت پنجم)

طولانی ترین جنگهای تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت پنجم)

از آغاز حیات بر روی کره خاکی تا امروز زمین دستخوش تغییرات بی‌شماری بوده است. برخی از آنها به دلایل طبیعی و بیشتر موارد آن به دست بشریت رقم خورده‌اند. در این میان می‌توان گفت که جنگ‌ها ناگوارترین اتفاقاتی بودند که توسط انسان‌ها صورت گرفته‌اند. حتی کوتاه‌ترین جنگ‌ها هم برای کسانیکه درگیر آن بوده‌اند بسیار طولانی گذشته است. متأسفانه برای کسانی که درگیر طولانی ترین جنگهای تاریخ بوده‌اند، این اتفاق دهه‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده است.

10 مورد از طولانی ترین جنگهای تاریخ

زمانیکه از عبارت طولانی ترین جنگهای تاریخ استفاده می‌کنیم، بدان معنی است که بسیاری از سربازان تمام طول زندگی خود را درگیر جنگی بوده‌اند که هرگز در خصوص آن تصمیم گیرنده نبودند و حتی این جنگ‌ها پیش از تولدشان آغاز شده بود. در ادامه این مطلب با هم نگاهی خواهیم انداخت به طولانی ترین جنگهای تاریخ بشریت تا به امروز.

#4 جنگ آروکو (از 1536 تا 1818 – مدت 282 سال)

جنگ آروکو یکی از طولانی‌ترین جنگ های تاریخ بود که به مدت 282 سال به طول انجامید. نیروهایی اسپانیایی چندین بار برای غلبه بر آمریکای جنوبی بارها به مستعمره مردم ماپوچه حمله کرد. در سال 1536، زمانیکه نیروهای اسپانیایی مشغول تجسس در تنگه ماژلان بودند، مردم ماپوچه با حمله به نیروی کوچکشان مانع از ادامه حملات آنها شدند. باوجود آنکه نیروی اسپانیایی کمتر بود، به دلیل داشتن سلاح‌های پیشرفته تعداد زیادی از ماپوچه‎ها را کشتند و بازماندگان را مجبور به عقب نشینی کردند. جنگ این دو گروه تا مدت‌ها ادامه داشت و مردم ماپوچه به دلیل موانع طبیعی که بر سر راه نیروهای اسپانیا قرار داشت، توانستند استقلال خود را حفظ کنند. با این وجود که آنها در جنگ بودند، مبادلات تجاری بین دو طرف برقرار بود.

در طول جنگ استقلال شیلی، اسپانیایی‌ها توسط نیروهای شیلی شکست خوردند و به طور کامل از این کشور اخراج شدند و این موضوع پایان دهنده جنگ میان آنها و مردم ماپوچه شد. البته ماپوچه مخالف این انتقال قدرت و استقلال شیلی بود، چرا که بزرگترین ترس آنها حالا به واقعیت تبدیل شده بود و حکومت جدید شیلی ماپوچه را از قلمرو خود بیرون انداخت و این موضوع منجر به مرگ بسیاری از مردم این منطقه بر اثر گرسنگی، فقر، بیمار و اقتصادی فلج شد.

کشته‌های جنگ

#3 جنگ هلند-سیلی (از 1651 تا 1986 – مدت 335 سال)

این جنگ یکی از طولانی‌ترین و در عین حال عجیب‌ترین جنگ‌های تاریخ جهان است که بدون جنگ و خونریزی به وقوع پیوسته و به عنوان جنگ سیصد و پنجاه ساله شناخته می‌شود. این نزاع در 30 مارس 1651 با نشأت گرفتن از جنگ داخلی انگلستان آغاز شد. هلند یکی از متحدان طولانی مدت انگلستان تصمیم گرفت تا از پارلمان حمایت کند. سلطنت طلبان  (حامیان شاه چارلز اول) که هلندی‌ها پیش‌تر روابط دوستانه‌ای با آنها داشتند، این موضوع را خیانت برداشت کردند و تلافی این حرکت به کشتی‌های هلندی حمله کردند.  با این حال، سلطنت طلبان تا سال 1651، از کل قلمرو انگلستان، به جز جزایر کوچکی با نام “مجمع‌الجزایر سیلی”، بیرون رانده شدند. هلندی‌ها که متحمل خسارت‌های مالی بسیار زیادی شده بودند، تصمیم گرفتند که با فرستادن نیروهای دریایی خود به سمت مناطق آنها و تهدیدشان درس خوبی به آنها دهند.

به فرمانده هلندی، ترومپ دستور داده شد تا در صورت عدم پرداخت پول توسط سلطنت طلبان علیه آنان اعلان جنگ کند. طبق داستان‌های روایت شده، سلطنت طلبان پولی به هلندی‌ها نداند و این موجب اعلان جنگ ترومپ شد. البته، تضعیف نیروهای سلطنت طلب و احتمال پایین بود اخذ پول از آنها باعث شد که ترومپ از تصمیمش منصرف شود و جنگی رخ ندهد. اندکی بعد آنها خود را تسلیم پارلمانی‌ها کردند و هلندی‌ها نیز اعلان جنگ خود را به دست فراموشی سپردند. پس از گذشت سه قرن، یک مورخ بومی با نام “روی دانکن”، به طور اتفاقی نوشته‌ای تاریخی در رابطه با جنگ مجمع‌الجزایر سیلی پیدا کرد و سفیر هلند را به بریتانیا دعوت کرد تا در مورد آتش‌بس موقت به توافق برسند. پیمان صلحی در تاریخ 17 آپریل امضا شد و به این ترتیب جنگ “غیرواقعی” بین هلند و مجمع‌الجزایر سیلی پایان گرفت.

ادامه دارد…

بیشتر بخوانید: طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت چهارم)

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
جنگ های طولانی تاریخ که 700 سال به طول انجامیده‌اند (قسمت پایانی)

جنگ های طولانی تاریخ که 700 سال به طول انجامیده‌اند (قسمت پایانی)

جنگ های طولانی تاریخ که 700 سال به طول انجامیده‌اند (قسمت پایانی)

جنگ به خودی خود موضوعی است ناراحت کننده که باعث فروپاشی آرزوهای مردم در سرزمین‌هایشان می‌شود. اما جنگ های طولانی تاریخ که قرن‌ها به طول انجامیده‌اند، عواقبی به مراتب بدتر داشته‌اند.

جنگ های طولانی تاریخ

در هفته‌های گذشته در مطالبی تحت عنوان “طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ” با شما از 8 جنگی گفتیم که سال‌ها و حتی قرن‌ها به طول انجامیده بود. در آخرین قسمت از این مطلب با شما از دو جنگی خواهیم گفت که بیش از 700 سال در جریان بوده است. با ما همراه باشید.

#2 جنگ ایران و روم (از 92 سال قبل از میلاد مسیح تا 629 میلادی – مدت 721 سال)

جنگ‌های ایرانیان مجموعه‌ای از جنگ‌هایی بوده که در طی یک دوره 821 ساله بین رومیان و دو سلسله ایرانی (اشکانیان و ساسانیان) اتفاق افتاده است. اولین جنگ 92 سال پیش از میلاد مسیح رخ داد که در آن امپراطوری روم به جنگ با اشکانیان رفت. پس از پایان یافتن درگیری روم با اشکانیان، آها به سراغ امپراطوری بعدی ایران رفتند و با ساسانیان جنگ خود را آغاز کردند.

یکی از جنگ های طولانی تاریخ در نهایت توسط مسلمانان مهاجم عرب در سال 629 میلادی به پایان رسید و در طی آن هم امپراطوری روم شرقی و هم ساسانیان از بین رفتند. با وجود آنکه در طی جنگ ایران و روم اکثر قسمت‌های مرزی ایران پایدار باقی مانده بود، اما شهرها و قلعه‌های نزدیک به مرز به طور مداوم بین دو طرف جنگ محاصره و آزاد می‌شد. از آنجاییکه این درگیری طولانی مدت اثرات مخرب زیادی بر رومیان و ایرانیان (هم اشکانیان و هم ساسانیان) وارد کرده بود، آنها به شدت در برابر حملات ناگهانی مسلمان‌های عرب آسیب‌پذیر شده بودند.

جنگ

#1 جنگ‌های مذهبی ایبری (از سال 711 تا 1492 میلادی – مدت 781 سال)

جنگ‌های مذهبی ایبری Reconquista (بازپس‌گیری اندلس) نام دارد و در مجمع الجزایر ایبر (که اسپانیا و پرتغال امروزی را شامل می‌شد) به مدت 781 سال (از 711 تا 1492 میلادی) به طول انجامید. در این دوره یک سری از جنگ‌های طولانی مدت بین پادشاهی مسیحی و مسلمانان موری برای تصاحب و کنترل شبه جزیره اتفاق افتاد. در سال 711 مردم مو که مسلمانانی بودند که در مناطق شمال آفریقا سکونت داشتند و حالا بخشی از مراکش و الجزیره به حساب می‌آیند، از دریای مدیترانه عبور کردند و کم‌کم راه خود را به اروپا باز کردند و هر قلمرویی که در توانشان بود، در هر زمان به تصاحب خود در می‌آوردند.

آغاز واقعی جنگ Reconquista در سال 718 میلادی در نبرد کواندونگا زمانیکه یک شاه مسیحی مسلمانان را در آلکاما شکست داد، بود. در طول قرن‌های بعد، یک سری جنگ بین مسیحیان و مورها به وقوع پیوست که با پیروی و شکست در هر دو سمت همراه بود. با گذشت چندین سال از جنگ‌های مذهبی ایبری، کلیسای کاتولیکی آن را “نبرد مقدس” نامید و مشابه با جنگ‌های صلیبی دانست و چند مقام بالارتبه از کلیسا در آن شرکت کردند. در نهایت در دهه‌های 1400 مورها سرزمین‌های بسیار کمی را تحت سلطه خود داشتند. در سال 1469 یک ازدواج تاریخی بین شاه فردیناند از آراگون و ملکه ایزابلا اول از کاستیل صورت گرفت و نیروهای متحد فردیناند و ایزابلا در نهایت  در مقابل مورها ایستادند و به حمله مسلمانان به ایبری پایان داد. آنها در سال 1942 موفق به بازپس‌گیری گرنادا شدند و بدین ترتیب Reconquista به پایان رسید.

بیشتر بخوانید: طولانی ترین جنگهای تاریخ چند سال به طول انجامیده‌اند؟ (قسمت پنجم)

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
عجیب اما واقعی – جنگ تریاک چیست و بین چه کشورهایی اتفاق افتاده است؟

عجیب اما واقعی – جنگ تریاک چیست و بین چه کشورهایی اتفاق افتاده است؟

عجیب اما واقعی – جنگ تریاک چیست و بین چه کشورهایی اتفاق افتاده است؟

شاید نام جنگ تریاک برای شما هم عجیب باشد، اما این جنگ واقعی است و در دو برهه از زمان اتفاق افتاده است و انگلستان پای ثابت هر دوی آنها بوده است. در ادامه از این جنگ‌ها بیشتر با شما خواهیم گفت.

جنگ تریاک نخست

این اولین جنگ میان انگلستان و چین بود که به مدت 2 سال در بین سال‌های 1840 تا 1842 میلادی اتفاق افتاد. همانطور که می‌دانید مردم انگلستان علاقه زیادی به نوشیدن چای دارند و در آن زمان خرید این محصول از چین صورت می‌گرفت، اما انگلیسی‌ها در مقابل کالایی برای مبادله با چین نداشتند و در مقابل به این کشور نقره می‌دادند، اما پس از آنکه ذخیره این فلز باارزش با کاهش روبه‌رو شد، هند که در آن زمان یکی از مستعمره‌های بریتانیا به حساب می‌آمد، ارسال نقره را متوقف و سبک جدیدی از تجارت را آغاز کرد.

انگلستان که در آن زمان در مزارع هند خشخاش کشت می‌کرد، در قبال چای به چینی‌ها تریاک تحویل می‌داد، اما پس از مدتی اعتیاد به این ماده مخدر در چین به شدت بالا رفت و از طرف دیگر ذخایر نقره این کشور کم شد، از همین رو دولت چین واردات تریاک را ممنوع اعلام کرد. هر چند که در اوایل این قانون سفت‌وسخت اجرا نمی‌شد، اما پس از جدی شدن آن که منجر به آتش زدن محموله‌های حاوی تریاک شد، تاجرین انگلیسی نسبت به این موضوع ابراز نارضایتی کردند. این نارضایتی زمینه‌سازی جنگی در سال 1840 شدکه با لشکرکشی انگلستان به سمت یانگ‌تسه کیانگ شروع و در نهایت به سقوط شانگهای و تصرف نانجینگ توسط انگلیسی‌هاشد.

جنگ تریاک

در 29 آگوست سال 1842 چین در پی این شکست مجبور به امضای توافقی با بریتانیا با نام “پیمان نانجینگ” شد.

مفاد این توافقنامه براین اساس بود:

  • هنگ کنگ به پادشاهی بریتانیا واگذار شد.
  • پنج بندرگاه چین که انگلیسی در آن حق اقامت و تجارت داشتند، به روی بریتانیا گشوده شد.
  • شهروندان بریتانیا که در چین به ارتکاب جرم می‌پرداختند، باید در دادگاه‌های همان کشور محاکمه می‌شدند.
  • نرخ عوارض کالاهای وارداتی و صادراتی می‌بایست منصفانه باشد.

پس از آنکه این پیمان توسط چین و بریتانیا به ثبت رسید، کشورهای دیگر از جمله آمریکا، فرانسه و روسیه هم در طی سال‌های بعد قراردادهای مشابهی با چین امضا کردند.

جنگ دوم تریاک

دومین جنگ تریاک که “اردوکشی آنگلو – فرانسوی‌های به چین” نیز نامیده می‌شود، جنگی است که در آن امپراطوری بریتانیا و فرانسه علیه دودمان چینگ (آخرین سلسله پادشاهی در چین) در چین مبارزه کردند. این جنگ از سال 1856 آغاز شد و 4 سال بعد در 1860 به پایان رسید. دلایل آغاز جنگ دوم تریاک هم مشابه جنگ اول بود و پس از آنکه چین باز هم در این نبرد شکست خورد، تجارت تریاک را دوباره قانونی اعلام کرد.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب