روانشناسی

صفحه اصلیبایگانی با دسته بندی "روانشناسی"
15 عبارتی که نشان می‌دهد شما دروغ می‌گویید

15 عبارتی که نشان می‌دهد شما دروغ می‌گویید

15 عبارتی که نشان می‌دهد شما دروغ می‌گویید

راستشو بگید! دروغ گفتن در کسب‌وکار و زندگی و روابط شخصی شما مشکل ایجاد می‌کند. اما راست‌گو بودن هم به شما کمکی نمی‌کند اگر مردم شمارا یک فرد دروغ‌گو فرض کنند.  

چه چیزهایی نگیم تا دروغگو شناخته نشویم؟

برای اینکه این برچسب به شما زده نشود بهتر است که از گفتن جملات زیر اجتناب کنید.

1. دارم راستشو میگم

افراد دروغگو معمولاً تلاش می کنند تا با عباراتی مانند “راستشو میگم” یا “صادقانه بگم” شنوندگان خود را تشویق کنند تا آنها را باور کنند. ازین عبارات استفاده نکنید و مراقب کسانی هم که استفاده می کنند باشید.

2. باور کن

کسانی دروغ می گویند، عمدتاً اصرار می کنند که شما حرفشان را باور کنید. هرگز ازین عبارت استفاده نکنید.

3. تا جاییکه من میدونم

ممکن است که شما به خاطر ذکر دقیق اظهارات خود از این عبارت استفاده کنید، اما مخاطبین شما ممکن است اینگونه برداشت کنند که شما راه فراری برای اظهارات خود در صورت غلط بودن، گذاشته اید. همیشه به وضوح آنچه را که میدانید و باور دارید که صحیح است را اعلام کنید.

4. تا جاییکه یادم میاد

ازین عبارت استفاده کنید و منتظر باشید که مردم شما را دروغگو در نظر بگیرند. حافظه می تواند شما را به چالش بکشد، چیزی را بیان کنید که درست به خاطر میاورید. اگر از چیزی مطمئن نیستید، اصلا آن را عنوان نکنید.

5. موضوع اصلی اینه که…

اغلب کسانی که نمی خواهند مستقیماً دروغ بگویند، سعی در منحرف کردن بحث دارند. اگر در گفتگویی این حرکت را انجام دهید دروغگویی به نظر میایید که می خواهد بحث را عوض کند. اگر واقعاً قصد صحبت در مورد موضوع دیگری را دارید، ابتدا موضوع اولی را به سرانجام برسانید.

6. واقعیت اینه که…

بعضی از مردم زمانی از این جمله استفاده می کنند که قصد گفتن موضوعی را دارند که بیانش و حتی شنیدنش سخت است. اما مانند کلمه “صادقانه” ممکن است شنونده تصور کند که شما قصد فریب او را دارید.

7. اگر بخوام راستش رو بگم…

مانند عبارت “بذار باهات رو راست باشم” این عبارت هم تصوری در ذهن شنونده ایجاد می کند که تا اینجای کار هر چه شنیده بود، دروغ بود.

8. من هرگز این کارو نخواهم کرد

“تو اون پول رو دزدیدی؟” “من هرگز پولی که مال من نباشه را بر نمیدارم” صحبتی با قاطعیت، این پاسخی است که شما در رابطه با رفتارهای آینده تان میدهید، نه گذشته و این یک نشانه از دروغگویی است. ازین عبارت استفاده نکنید و به استفاده کنندگانش اعتماد نکنید.دروغ

9. تکرار کردن سوال

وقتی کسی از شما سوال میپرسد و شما در جواب سوال، آن را تکرار می کنید شاید فقط می خواهید ببنید که درست شنیده اید یا نه. اما ممکن است تصور شود که دارید برای خودتان زمان میخرید. اگر درست نشنیده اید، واضح این موضوع را اعلام کنید.

10. چی؟!

طرفداران سریال بیگ بنگ تئوری در جریانند که هر زمان لئونارد قصد دروغ گفتن داشته باشد با یک صدای لرزان می گوید “Wha-at?”. گفتن کلماتی مانند “چی؟” یا درخواست برای تکرار سوال پالس منفی ارسال می کند. ترجیحاً از این کار دوری کنید.

11. میشه واضح تر بگی؟

شما ممکن است واقعاً نیاز به جزئیات بیشتر داشته باشید، اما این عبارت مانند “چی” این باور را به مخاطب منتقل می کند که شما از پاسخ دادن ناتوانید.

12. جواب های یک کلمه‌ای

افرادی که دروغ می گویند اغلب پاسخ های خود را کوتاه می کنند تا از گیر افتادن در جزئیات موضوع جلوگیری کنند. پاسخ های کوتاه کوتاه شما را در نگاه دیگران دروغگو نشان میدهد.

13. استفاده نکردن از کلمه “من”

کسانی که دروغ می گویند اغلب سعی می کنند از فاعل قرار دادن خود در اظهاراتشان جلوگیری کنند و موضوعات را با سوم شخص بیان می کنند. مثلاً می گویند که “گلدان شکسته شده است” نه اینکه “من آن را شکاندم”. در جملاتتون از کلمه “من” استفاده کنید.

14. باور می‌کنی؟

افراد دروغگو اغلب این سوال را میپرسند. افرادی که حقیقت را می گویند معتقدند که حرفی که میزنند را دیگران باور می کنند. بنابراین نیازی نیست که از دیگران بپرسید شما را باور می کنند یا نه، مگر آنکه دلیل خوبی داشته باشید.

15. چطور می‌تونی به من شک کنی؟

دروغگوها اغلب زمانیکه که شما قصد تخریب آنها را داشته باشد، حالت تهاجمی دارند و عصبی عمل می‌کنند. اما برعکس افراد راستگو زمانی‌که از آنها اثباتی برای حرفشان بخواهید خشمگین نمی‌شوند. بنابراین اجازه ندهید که کسی با شک خود شما را ناراحت کند؛ این فقط کار را بدتر می کند.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
7 قانون کلی برای قرض دادن پول به اعضای خانواده و نزدیکان چیست؟

7 قانون کلی برای قرض دادن پول به اعضای خانواده و نزدیکان چیست؟

7 قانون کلی برای قرض دادن پول به اعضای خانواده و نزدیکان چیست؟

قرض دادن پول یکی از چالش های بزرگ هر شخص در زندگی فردی است و معمولاً سوال های بیشماری ذهن فرد را درگیر خواهد کرد.
“پول قرض بدم؟ ندم؟ اگه پس نده چی؟ چقدر بدم؟ اگه خودم لازمم شد چی؟
من مگه روم میشه پولمو پس بگیرم؟ اگه بگه نمی تونم چی؟” تنها تعدادی کمی از این سوال ها هستند.

اما واقعاً تصمیم درست و منطقی برای پول قرض دادن چیست؟

برای قرض دادن پول به خانواده 7 نکته مفید برای بررسی وجود دارد.
در نظر گرفتن این موارد می تواند تصمیم گیری را برای شما آسان تر کند.

1. مطمئن شوید که خودتان نیاز ندارید

اگر خودتان در وضعیت بحرانی قرار خواهید گرفت، احساس بدی از “نه” گفتن برای قرض دادن پول به خانواده نداشته باشید.
قرض دادن به معنی اینست که شما در هزینه زندگی، پس انداز و یا در پرداخت پول آب و برق و گاز به مشکل می خورید؟
عاقلانه با یک “نه” خودتان را به دردسر نیاندازید.

2. انتظار برگشت نداشته باشید

احتمال زیادی وجود دارد که شما هرگز آن پول را دوباره نبینید.
بنابراین زمانی پول قرض دهید که مطمئن باشید بدون آن زنده خواهید ماند.

3. با شریک زندگی خود صحبت کنید

اگر می خواهید در آرامش پارتنر یا همسرتان زندگی کنید، پیش از آنکه پولی به کسی قرض دهید با او صحبت کنید.
بدین ترتیب اگر آن پول به زندگیتان برنگشت، ازدواجتان لطمه ای وارد نخواهد شد.

4. تکلیف خودتان را روشن کنید

اگر قرض شما را پس ندادند، چه حسی پیدا خواهید کرد؟ ناراحت می شوید؟
رابطه تان با شخص قرض گیرنده تحت تأثیر قرار می گیرد؟
شاید این احساسات ناخوشایند، حتی زمانی که توانایی پرداخت را دارید، ارزش قرض دادن پول را نداشته باشد.

5. به معنای واقعی به قرض گیرنده کمک کنید

گل

شاید قرض دادن پول به یکی از اعضای خانواده به آنها کمکی نکند.
آیا این پول فقط صرف پرداخت یک قسط دیگر می شود؟
آیا کمک کردن شما همیشگی/وظیفه می شود؟
آیا قرض دادن پول اثر مخربی بر روی او میگذارد؟
شاید در اینگونه موقعیت ها بهتر است که اعضای خانواده یاد بگیرند که باید خودشان از پس خودشان بربیایند.

6. بنویسید

هر پولی که قرض میدهید را در حضور شخص دریافت کننده بر روی کاغذ بنویسید. بدین ترتیب آنها متوجه خواهند شد که هیچ برداشت اشتباهی از کمک نکنند و درست مانند بانک ها خود را متعهد بدانند که باید این پول را به شما برگردانند.

7. درخواست سود کنید

اگر مطلع هستید که شخص قرض گیرنده تصمیم دارد با پول شما در جایی سرمایه گذاری کند که احتمال سودآوردی زیاد است، خوب است که شما هم نفعی از این سوددهی و کار خیرتان داشته باشد.

برای خیلی از افراد کمک کردن به اعضای خانواده چه مادی و چه معنوی بدون هیچ فکر و تصمیم قبلی انجام می گیرد.
این افراد بدون هیچ چشم داشتی، خالصانه به اطرافیان خود کمک می کنند. اما مسائل مالی می تواند چالش بزرگی باشد که در صورت نادیده گرفتن شرایط هر دو طرف را دچار مشکل کند.
به شما توصیه می کنیم که پیش از قرض دادن پول به اعضای خانواده خود، موارد بالا را مد نظر داشته باشید.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
آثار منفی تعدیل نیرو و بررسی آسیب‌های آن بر کارمندان، سازمان و جامعه

آثار منفی تعدیل نیرو و بررسی آسیب‌های آن بر کارمندان، سازمان و جامعه

آثار منفی تعدیل نیرو و بررسی آسیب‌های آن بر کارمندان، سازمان و جامعه

اخیراً با وضعیت جدید کشور شاهد تعدیل نیروی برخی شرکت‌های بزرگ هستیم که این موضوع آسیب‌های زیادی را به همراه خواهد داشت. به‌تازگی نیز ماجرای تعدیل نیروی دیجی کالا تعجب همگان را برانگیخت و موجب نگرانی برخی از کارمندان شرکت‌های مختلف شد. در این مطلب سعی داریم تا آثار منفی تعدیل نیرو را بر کارمندان شرکت و جامعه عنوان کنیم.

تعدیل نیرو

علت تعدیل نیرو در جوامع مختلف

تعدیل نیرو درواقع قطع همکاری با برخی از کارکنان است و به معنی اخراج نیست. اما مشکل بیکار شدن و دردسرهای بعدی آن، تأثیر بسیار بدی را بر جامعه و فرد خواهد گذاشت. در کشور ما که بیکاری معضل بزرگ جامعه است، تعدیل نیرو با اخراج فرق چندانی ندارد. اما به‌طورکلی تعدیل نیرو برای مدیریت بهتر سازمان یا شرکت انجام می‌شود و کاملاً برنامه‌ریزی‌شده خواهد بود. تعدیل نیرو اغلب به دلیل اوضاع بد اقتصادی یک شرکت انجام خواهد شد اما دلایل دیگری چون تغییر ساختار شرکت نیز موجب تعدیل نیرو می‌شود. به‌طورکلی این وضعیت بیشتر در زمان وضعیت بد اقتصادی کشور و شرکت رخ می‌دهد. درواقع زمانی که شرکت قادر به پرداخت حقوق کارمندان خود نیست، سعی می‌کند تا وظایف شرکت را به عهده‌ی کارمندان محدودی بگذارد.

آثار منفی تعدیل نیرو بر جامعه

آثار منفی تعدیل نیرو

آثار منفی تعدیل نیرو بر فرد

تعدیل نیرو یا اخراج شدن، یکی از تجربه‌های تلخ زندگی هر فرد خواهد بود که آثار منفی و روانی بسیاری بدی را به‌جا خواهد گذاشت. برخی در راستای این اتفاق خود را مقصر می‌دانند و مدام از خود می‌پرسند که چرا آنها بیکار شدند. این موضوع بر اعتمادبه‌نفس فرد تأثیر بسیار بدی خواهد داشت و ممکن است که فرد بیکار شده توانایی خود را در کار از دست دهد یا خود را سرخورده بداند. در این دوره از زندگی تفکرات منفی به فرد هجوم می‌آورند و جملاتی مثل ” باید بهتر کار می‌کردم”، “چرا من بیکار شده‌ام؟”، ” چگونه مجدداً کار پیدا کنم؟”، “بدشانس بودم” به ذهن فرد خواهد آمد. اما فرد باید در نظر داشته باشد که این اتفاق تنها یک شکست شغلی است که به شکل‌های مختلف برای هر فردی ممکن است اتفاق بیافتد.

آثار منفی تعدیل نیرو

آثار منفی تعدیل نیرو در سازمان یا شرکت

از سوی دیگر تعدیل نیرو ممکن است فرهنگ و سیستم کاری آن شرکت را نیز به خطر بیاندازد و کارمندان باقی‌مانده امنیت شغلی خود را از دست دهند درنتیجه عملکرد سازمان کمی به هم ریخته خواهد شد. البته در مواردی تعدیل نیرو، رشد سازمان را به همراه دارد. آمارها نشان می‌دهد که در مواردی برخی از شرکت‌ها پس از تعدیل نیرو با تغییر ساختار شرکت، گسترش‌یافته‌اند. اما در برخی موارد دیگر تعدیل نیرو، آسیب‌هایی را برای شرکت به همراه داشته و موجب تضعیف عملکرد شرکت شده است.

آثار منفی تعدیل نیرو بر جامعه

علاوه بر موارد ذکر شده، در جامعه‌ای که بیکاری بیداد می‌کند، تعدیل نیرو یک معضل وحشتناک برای کارکنان شرکت‌ها خواهد بود زیرا هر فرد مشغول به‌کار، روی دستمزد دریافتی از سوی شرکت حساب می‌کند و برای ادامه‌ی زندگی به این حقوق نیاز خواهد داشت. درنتیجه تصور کنید که تعدیل نیروی شرکت موجب بیکاری شما شود. به هر شکل تعدیل نیرو باعث بیکاری بخشی از جامعه خواهد شد و اثرات منفی آن بیشتر از اثرات مثبت آن خواهد بود.

راه‌حل کشورهای دیگر در مقابل آثار منفی تعدیل نیرو

در کشورهای دیگر سازمان‌ها برنامه‌ریزی دقیقی را در این راستا ارائه خواهند کرد و حتی جلسات مشاوره‌ای را پس از تعدیل نیرو در اختیار افراد قرار خواهند داد. درنتیجه فرد کمتر دچار بحران خواهد شد و سریع‌تر باروحیه قوی به دنبال راه‌حلی خواهد بود. همچنین در کشورهای پیشرفته، قبل از تعدیل نیرو، برای افراد در شرکت‌ها یا سازمان‌های دیگر به‌صورت موقت یا دائمی کار جدیدی پیدا می‌کنند تا فرد مشکلات بیکاری را تجربه نکند و از بخش بزرگی از آسیب‌های روانی فرد جلوگیری خواهد شد. چه خوب بود که وزارت کار در این زمینه به افراد بیکار کمک می‌کرد و حمایت‌هایی از سوی سازمان‌ها صورت می‌گرفت. زیرا این معضل موجب آثار روانی منفی در فرد خواهد شد و بحرانی را در خانواده ایجاد خواهد کرد.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
تأثیر صحبت کردن با خود در شرایط بحرانی و ناراحت کننده بر روی مغز انسان

تأثیر صحبت کردن با خود در شرایط بحرانی و ناراحت کننده بر روی مغز انسان

تأثیر صحبت کردن با خود در شرایط بحرانی و ناراحت کننده بر روی مغز انسان

تحقیقات جدید نشان می‌دهد، هنگامی‌که شما ناراحت می‌شوید، ممکن است با خودتان شروع به صحبت کنید و این موضوع باعث کنترل احساسات و دلگرمی شما خواهد شد. درواقع این واکنش مغز، برای تسکین خود و مدیریت عواطف خواهد بود. برای اثبات این موضوع محققان آزمایشاتی را انجام دادند و مغز داوطلبانی که در شرایط ناراحت‌کننده قرار داشتند را اسکن نمودند. برای مثال شخصی که در یک رابطه‌ی عاشقانه شکست‌خورده است را موردبررسی قراردادند و این فرد پس از صحبت کردن با خود و بیان جملاتی به‌عنوان سوم شخص به خودش، موفق به کنترل و مدیریت عواطف خود شد.

صحبت کردن با خود

جیسون موزر، استاد روانشناسی در میشیگان، می‌گوید: “اساساً صحبت کردن با خودمان به‌عنوان شخص سوم، باعث تسکین و تقویتمان خواهد شد و با توجه به اسکن مغز افراد، می‌توان این موضوع را کاملاً تأیید کرد.” به‌طورکلی این کار باعث تنظیم احساسات و درک بهتر شرایط خواهد بود. درنتیجه کاملاً مثبت و تأثیر گذار است.

آزمایشاتی برای بررسی تأثیر صحبت کردن با خود

برای دریافت نتایج بهتر و بررسی دقیق‌تر این موضوع، آزمایشاتی صورت گرفت و وضعیت مغز افراد در شرایط مختلف اسکن شد. در آزمایش اول، برای شروع یک تصویر مزاحمت از مردی که در حال شلیک با اسلحه بود، به فرد داوطلب نشان داده شد و در این حالت، فعالیت مغز افزایش یافت و حالاتی از هیجان در وضعیت اسکن مغز مشاهده شد. اما زمانی که داوطلب شروع به صحبت با خود کرد و سعی داشت تا به‌عنوان شخص سوم به خودش دلگرمی دهد، ناگهان فعالیت مغز در یک ثانیه کاهش یافت و به حالت عادی خود بازگشت. درواقع این موضوع موجب افزایش تمرکز و کاهش استرس خواهد بود.

تاثیر صحبت کردن با خود

در آزمایش دوم شرکت‌کنندگان تجارب دردناک خود را مجدداً برای خود به‌صورت سوم شخص تعریف کردند و اسکن مغز نشان داد که درگیری و فعالیت مغز در برابر تصاویر اتفاقات دردناک کم شده است. این نشان می‌دهد که صحبت کردن باعث مدیریت احساسات و بهبود عملکرد مغز خواهد شد. داده‌های مغز نشان می‌دهد که گفتار با خود به شکل ساده‌ای در کنترل عواطف و کاهش ضعف روحی مؤثر خواهد بود. درنتیجه این موضوع می‌تواند راه‌حلی برای مدیریت و تنظیم مغز برای افرادی باشد که از ضعف روحی رنج می‌برند و می‌توان به این موضوع به‌عنوان یک نکته‌ی درمانی اشاره کرد. صحبت کردن با خود می‌تواند یک روش خوب برای مبارزه با افکار و تصاویر منفی باشد و باعث افزایش عزت‌نفس می‌شود. درنتیجه این موضوع سلامت روحی یک فرد را افزایش می‌دهد و نشانه‌ی خوبی خواهد بود.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
کودکان جنگ ، سربازان تروریستی فردا یا بیماران روانی بی فایده برای آینده؟

کودکان جنگ ، سربازان تروریستی فردا یا بیماران روانی بی فایده برای آینده؟

کودکان جنگ ، سربازان تروریستی فردا یا بیماران روانی بی فایده برای آینده؟

کودکان بدترین قربانیان جنگ هستند. کودکان جنگ ، این فرشته‌های کوچک بدون دخالت در سیاست و انتخابات، حتی شعار و یا شناختن دین خود، قربانی سیاست و انتخابات بزرگ‌ترهایی می‌شوند که در کاخ‌های امن خود نشسته و فرامین جنگ‌های خانمان‌سوز را صادر می‌کنند. عده‌ای هم با دریافت این فرامین، خود را در آتش این رویداد جهنمی انداخته و “واق‌واق” کنان، مبدل به تازیان دوزخ، بر روی زمین می‌شوند. جنگ‌های خاورمیانه و به تعبیر برخی بهار عربی که منجر به کوخ کشیدن “دیکتاتورها” شده و همچنین رونمایی از گروه تروریستی بی‌رحم با نام داعش، بخش عظیمی از جهان را به یک میدان جنگ مبدل کرده است که پا را مرزها فراتر نهاده و سنگرها را به درون شهرها کشانده است.

کودکان جنگ

علاوه بر اتفاقات جدید، گروهک‌های کثیف ازجمله “طالبان” نیز با ادعای پیاده‌سازی شریعت و اصول دین، مردم و کودکان بی‌گناهی را شکنجه کرده و به دام مرگ می‌کشانند تا اهداف پلید خود را گسترش دهند. هیچ‌یک از سازمان‌های حقوق بشر و دفاع از حقوق کودکان سازمان ملل، NGO های رسمی و غیررسمی و غیره، هنوز موفق به جلوگیری از کشتار کودکان بی‌گناه نشده‌اند. گروه‌هایی که البته با تلاش بسیار در راستای توقف این جنگ و کشتارهای بی‌رحمانه در حال فعالیت هستند اما هیچ‌یک از این اقدامات کارساز نبوده و از کشتار بی‌رحمانه گروهک‌های تروریستی جلوگیری به عمل نمی‌آید.

وضعیت کودکان جنگ

با توجه به جمیع آمار، مرگ کودکان جنگ تا ۵ سال، در جریان جنگ و درگیری‌های تروریستی، طی ۲۳ سال اخیر به بالاترین حد خود رسیده است. تنها در سال ۱۳۹۵، نزدیک به ۴ میلیون کودک عراقی در معرض تجاوز جنسی، بردگی، کشتار در جنگ، ربوده شدن و همچنین اجبار به شرکت در جنگ بوده‌اند. از ابتدای سال ۲۰۱۴ تا سال ۲۰۱۶، نزدیک به ۲ هزار نوجوان عراقی زیر ۱۸ سال ربوده‌شده و یا به جبهه‌های جنگ رفته و یا به آنها تجاوز شده است. نزدیک به ۳۰۰ هزار کودک، در ۱۹ کشور جهان، به‌اجبار در جبهه‌های جنگی حضور یافته‌اند که سایه اکثر آنها را گروهک‌های تروریستی و افراط‌گرای دینی شکل می‌دهند.
کودکان در جنگ

تا همین چند سال پیش، عمده آمار این بحث به کشورهای آفریقایی بازمی‌گشت؛ اما امروزه باوجود جنگ‌های داخلی و خارجی که در سوریه، عراق، یمن و افغانستان در جریان است، این آمار به خاورمیانه نیز سرایت کرده است. در یکی از بدترین شرایط، جنگ سوریه را شاهد هستیم؛ این جنگ داخلی که پای داعش را نیز به میان کشیده است، موجب کشته و آواره شدن میلیون‌ها سوری شده است. تا مردادماه سال ۱۳۹۷، سازمان ملل تائید کرد که بیش از ۷ هزار کودک سوریه‌ای کشته و یا نقص عضو دائم شده‌اند. این آمار که تنها در ۷ سال به وقوع پیوسته است، می‌تواند تا ۲۰ هزار نفر نیز افزایش یابد.

اما این کودکان تنها با کشتار و یا نقص عضو روبرو نیستند؛ این فرشتگان کوچک حتی اگر از “سرب داغ” و انواع و اقسام بمب و موشک‌ها نیز جان سالم به در ببرند، درگیر مشکلات روانی و تجاوز خواهند بود. در حالتی که قوانینی در کشور حاکم نبوده و دولت‌ها برای کشتار مخالفان خود، شهرها را به زیر آتش فرومی‌برند، امکان تجاوز به این معصومان کوچک افزایش پیدا می‌کند. آنها بدون امکان ادامه تحصیل، در معرض مشکلات بسیار روانی قرار داشته و هیچ‌گاه امکان بازسازی کشور خود را پیدا نخواهند کرد. در سال جاری بیش از ۱۲۰۰ مورد نقض حقوق بشر ازجمله مرگ و جراحت بیش از ۶۰۰ کودک سوری روی‌داده است. این آمار تنها محدود به جنگ‌های سوریه و عراق است؛ اما جنگ‌های خانه‌خراب گروه تروریستی طالبان نیز بدون وقفه در جریان است!

تنها در حدفاصل سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، کشتار کودکان جنگ در افغانستان تا ۳۰% رشد داشت. در این یک سال، حداقل ۵۴۵ کودک افغان در ۷۹۰ حادثه تروریستی کشته‌شده‌اند. در سال گذشته، تنها در ۶ ماه نخست سال، نزدیک به ۴۰۰ کودک در درگیری و عملیات‌های تروریستی افغانستان کشته‌شده‌اند. به دور از این آمار، مشکلات عمیقی که طالبان برای این مردم بی‌دفاع فراهم کرده است، پایانی ندارد. گروه تروریستی و شرور طالبان، با درس خواندن دختران مخالف بوده و به‌عنوان یک گروهک تندروی اسلامی، تنها به عقیده و شریعت‌های ساختگی خود پایبند است. افزون بر دولت رسمی افغانستان، بسیاری از والی، دهکده و شهرهای این کشور نیز در حال جنگ با این گروه تروریستی هستند.

تاثیر جنگ بر کودکان

تاثیر وحشتناک جنگ بر کودکان

طالبان باهدف جلوگیری از تدریس و آموزش دختران، معلمان را اعدام کرده و کودکان بسیاری را به قتل می‌رساند که بخش بزرگی از آنها را دختران تشکیل می‌دهند. خاطرات مردم این کشور جنگ‌زده از چنین اعدام‌هایی بسیار تلخ و تکان‌دهنده است؛ افراد این گروه تروریستی در چند سال اخیر، اقدامات مشمئز کننده بسیاری را در این راستا به انجام رسانده‌اند؛ از قطع گوش برخی از کودکان تا اعدام معلم‌ها در مدارس کوچک و فقیر گرفته تا نگاه‌داشتن جنازه‌ها در محیط تدریس به‌منظور درس عبرت! هرچند که درگیری‌های بسیاری از سوی نیروهای دولتی و ائتلاف خارجی با این گروه صورت می‌گیرد، اما ظاهراً کافی نبوده و هنوز خبری از حذف طالبان به چشم نمی‌خورد.

متأسفانه افزون بر بالا رفتن آمار کشتار در بین کودکان کشورهای درگیر جنگ، مسائل روانی آنها نیز در میان است. آیا این کودکان سربازان فردای گروهک‌های تروریستی خواهند بود؟ متأسفانه به‌تازگی اخباری دردناک از خودکشی کودکان جنگ در سوریه و عراق به گوش می‌رسد…

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
چطور عادت نادرست حسادت به موفقیت دیگران را از خود دور کنیم؟

چطور عادت نادرست حسادت به موفقیت دیگران را از خود دور کنیم؟

چطور عادت نادرست حسادت به موفقیت دیگران را از خود دور کنیم؟

حسادت به موفقیت دیگران یک احساس عاطفی است که شاید همه ما آن را در زندگی تجربه کرده باشیم. این حسادت می‌تواند به یک ناراحتی و تلخی عمیق در وجود ما منتهی شود. حسادت به موفقیت دیگران می‌تواند روابط شما در محیط کاری و حتی جمع‌های دوستانه‌تان را از نوع منفی تحت تأثیر خود قرار دهد.

اثرات منفی حسادت به موفقیت دیگران

به نظر می‌رسد که شبکه‌های اجتماعی باعث تشدید این ناراحتی می‌شوند. یک دقیقه زمان بگذارید و فید اینستاگرام خود را چک کنید، احتمالاً احساس می‌کنید که حالا همه دوستان‌تان زندیگ شادتری از شما دارند و پول بیشتری دارند که صرف خوشی‌های خود کنند. اما آیا می‌دانید که حسادت به دوستان در شبکه اجتماعی منجر به افسردگی می‌شود؟ از ارتقاء همکار خود عصبانی شده‌اید؟ رئیس شما ماشینی خریده است که شما نمی‌توانید؟ تمامی این حسادت‌ها برای سلامتی، روابط و حرفه شما بد و مضر است. این موضوع قدرت ذهنی شما را از بین می‌برد و شما را از بزرگترین توانایی‌هایتان دور می‌کند.

5 راه پیشنهادی برای دوری از حسادت به موفقیت دیگران

از مقایسه خود با دیگران دست بردارید

حسادت به موفقیت دیگران

این خیلی راحت است که عکس‌های اینستاگرام دوستان‌تان را ببینید و پیش خود بگویید: “خونه‌ی ما به این بزرگی نیست” یا “چرا ما با خانواده اینقدر خوش نمی‌گذرونیم؟” اما زندگی به معنای مقایسه نیست. مقایسه زندگی ما با دیگران مثل مقایسه موز با سیب است. هر کدام از ما سفر منحصربه‌فرد خودمان را داریم، به این فردیت احترام بگذارید. هر زمان که تصمیم به مقایسه گرفتید؛ یادتان باشد که در مسابقه حضور ندارید و وظیفه شما اینست که صرف نظر از اطرافتان، بهترین کار را در همه شرایط انجام دهید.

روی طرز فکرتان کار کنید

اگر همسایه شما ثروت زیادی دارد، این بدان معنی نیست که پول‌هایی که شما قصد بدست آوردن آن را داشته‌اید، گرفته است. اگر همکارتان ترفیع گرفته، به این معنا نیست شما هم نمی‌توانید جایگاه کاری خوبی داشته باشید، شاید بتوانید در شرکت‌های دیگر موفقیت بهتری کسب کنید. راحت‌ترین کار این است که فکر کنید شانس یک بار در خانه‌تان را می‌زد و اگر دیگران موفق شده‌اند، پس شما نمی‌توانید. اما در واقعیت چیزهای بسیار کمی هستند که واقعاً عرضه محدودی دارند، مانند زمان. هر یک دقیقه‌ای که به حسادت به موفقیت دیگران مشغول بوده‌اید، 60 ثانیه را از خود گرفته‌اید.

از بالا به قضایا نگاه کنید

هیچ‌کس زندگی کاملی ندارد. اینکه شخصی عکس از مهمانی در شبکه‌های اجتماعی می‌گذارد و یا اینکه همکارتان حقوق بیشتری می‌گیرد، دلیل بر خوشبختی و داشتن زندگی بهتر آنها نیست. به جای زوم کردن بر یک جنبه از زندگی آنها، با فاصله بیشتر و از بالا به ماجرا نگاه کنید. شما نمی‌دانید که آنها چه تجربه‌های سختی در زندگی دارند و چه فشارهایی را در ذهنشان تحمل می‌کنند.

با تصور عادلانه بودن زندگی، قضاوت نکنید

محال است که از دیدگاه کسی، تمام جنبه‌های زندگی عادلانه باشد. اینکه همکار شما شایسته دریافت ترفیع نیست و یا مدیر شما لیاقت کسب‌وکار موفق را ندارد، مواردی نیستند که قضاوت شما در آن تأثیرگذار باشد. حقیقت اینست که زندگی همیشه منصفانه نیست، حداقل نه به آن شکلی که شما انصاف را تعریف می‌کنید. به جای اتلاف وقت و انرژی در جهت نشان دادن شایستگی‌های بیشتری که دارید، قبول کنید که شما کنترلی در این قضیه ندارید و تمرکز خود را در جهت تبدیل شدن به شخصی بهتر بگذارید.

تعریف جدیدی از موفقیت داشته باشید

موفقیت

زمانیکه به زندگی نگاهی نه به شکل رقابت، بلکه محیطی برای همکاری داشته باشید، سخت است که حسادت به موفقیت دیگران را در خود تجربه کنید، چرا که خودتان را بخشی از آن دستاورد می‎بینید. تعریف خود از موفقیت را بنویسید و ارزش‌های خود را بشناسید. در نظر داشته باشید که موفقیت‌های دیگران، مانعی برای دستاوردهای شما نخواهد بود. مهمترین شخصی که باید خودتان را با آن مقایسه کنید، آن فردی است که دیروز بوده‌اید. سعی کنید هر روز کمی بهتر از روز قبل باشید و دستاوردهای دیگران را تهدیدی برای خود نبینید.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
چند راهکار ساده در راستای آموزش بهتر و ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان

چند راهکار ساده در راستای آموزش بهتر و ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان

چند راهکار ساده در راستای آموزش بهتر و ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان

همان‌طور که در مطالب گذشته ذکر کردیم سیستم آموزشی ما در ایران مشکلات زیادی دارد و عمدتاً بدون نتیجه و خروجی است. درنتیجه ازآنجایی‌که این سیستم آموزشی تغییر نمی‌کند بد نیست که معلمان از روش‌های جدید و تأثیرگذاری در تدریس و ارتباط با دانش‌آموزان استفاده کنند. البته شایان‌ذکر است که این حقوق پایین و اعتراضات اخیر معلمان، دل‌ودماغی برای روش‌های جدید تدریس برایشان باقی نمی‌گذارد. به‌طورکلی ما قصد داریم تا در این مطلب چند روش نوین برای آموزش بهتر و ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان را ارائه کنیم.

معلمان و دانش‌‌آموزان

آموزش بهتر و ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان

برای آموزش نوین باید در مرحله‌ی اول، ارتباط عمیق و خوبی بین معلمان و دانش‌‌آموزان ایجاد شود. درواقع معلمان باید سعی کنند تا با چند راهکار ساده، دانش‌آموزان را به خود و درس علاقه‌مند کنند. بهترین معلمان آنهایی هستند که قادر به به‌کارگیری توانایی دانش‌آموزان باشند. درواقع معلمان باید بتوانند پتانسیل دانش‌آموزان را بشناسند و با روابطی محترمانه و صمیمی از توانایی دانش‌آموزان درزمینه‌های درست و مهم استفاده نمایند. معلمان باید از همان اوایل سال تحصیلی اعتماد دانش‌آموزان را به‌دست آورند و کلاس‌های درس را تبدیل به محلی برای رشد دانش‌آموزان کنند. روابط مثبت معلمان تأثیر زیادی در تربیت و یادگیری دانش‌آموزان خواهد داشت.

ساختارشکنی در کلاس‌های درس

اکثر کلاس‌های درس به یک شکل هستند و بعد از مدتی، اغلب تکراری و زننده خواهند بود. کلاس‌های درس نباید ساختار خاصی داشته باشد بلکه باید متناسب با نیاز کلاس از روش‌های آموزشی مختلفی استفاده کنند تا نظر تمامی دانش‌آموزان به درس جلب شود. ساعات یادگیری باید بهترین اوقات دانش‌آموزان باشد و باید به‌قدری جذاب شکل بگیرد که دانش‌آموزان از کلاس‌هایشان فراری نشوند. درواقع معلمان باید قدرت تشخیص و شناسایی بالا داشته باشند تا علایق دانش‌آموزان را به‌سرعت پیدا کنند و از طریق علایقشان تدریس را آغاز کنند.

آموزش با شور و اشتیاق بیشتر

شور و اشتیاق معلمان در کلاس‌های درس می‌تواند تأثیر زیادی در یادگیری دانش‌آموزان داشته باشد. باید اشاره‌کنیم که هیجان یک حالت مسری بوده و به‌راحتی به اطرافیان انتقال می‌یابد. وقتی معلمان با شوق و هیجان آموزش دهند این انرژی را به دانش‌آموزان خود هم منتقل می‌کنند. درواقع اگر معلمان شوقی برای آموزش نداشته باشند دانش‌آموزان هم شوقی برای یادگیری نخواهند داشت و به‌کلی آموزشی بی‌نتیجه خواهد بود که هم‌اکنون شاهد آن هستیم.

معلمان و دانش‌‌آموزان

انتقال نگرش مثبت به دانش‌آموزان

همه‌ی انسان‌ها، روزهای بدی در زندگی دارند حتی معلمان. اما برای همه‌ی ما مهم است که مسائل شخصی را درگیر مسائل کاری نکنیم و در محیط کاری کاملاً آماده و پرانرژی رفتار کنیم. درواقع یک رفتار حرفه‌ای این است که یک معلم با داشتن مشکلات و مسائل مختلف در زندگی بتواند همچنان روی خوشی به دانش‌آموزان نشان دهد و باانرژی مثبت آموزشی مفید و کاربردی را در اختیارشان قرار دهد. معلمان باید با این روند به دانش‌آموزان بیاموزند که حتی باوجود مشکلات مختلف، زندگی همچنان ادامه دارد و نباید تسلیم شد. قطعا این دیدگاه در ذهن دانش‌آموزان تأثیر مثبتی خواهد داشت و موجب ارتباط قوی معلمان و دانش‌‌آموزان می‌شود.

کلاس درس نباید یکنواخت باشد

آموزش و یادگیری نباید خسته‌کننده و یکنواخت شود. دانش‌آموزان دوست دارند تا همراه با درس شوخی کنند و بخندند. درواقع موضوعات طنز، ذهن دانش‌آموزان را برای یادگیری فعال‌تر می‌کند و به آنها انرژی بیشتری می‌دهد. به همین دلیل دانش‌آموزان در برخی کلاس‌ها گذر زمان را احساس نمی‌کنند. تدریس و آموزش نباید برای دانش‌آموزان تبدیل به عادت شود بلکه باید ماجراهای مختلفی را برایشان به همراه داشته باشد. شوخی و طنز در بین تدریس بهترین اتفاق برای یادگیری دانش‌آموزان خواهد بود و کلاس را به محیطی دوستانه و صمیمی تبدیل خواهد کرد. درنتیجه شوخی و طنز باعث ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان خواهد شد.

معلمان و دانش‌‌آموزان

ایجاد سرگرمی در حین آموزش

آموزش‌های گفتگو محور معمولاً خواب‌آور و کسل‌کننده هستند. دانش‌آموزان به فعالیت‌هایی سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز در راستای دروس مختلف نیاز دارند تا به درس‌ها علاقه‌مند شوند و حس کنجکاوی‌شان فعال شود. هیچ دانش‌آموزی به سخنرانی معلمانش اهمیت نمی‌دهد حتی اگر این صحبت‌ها دو طرفه باشد. دانش‌آموزان به بازی و سرگرمی‌ها علاقه‌ی بیشتری دارند درنتیجه بهتر است که از همین علایقشان، آموزش‌ها منتقل شود. درواقع آموزش از طریق بازی‌ها می‌توانند دانش‌آموزان را خلاق‌تر و باهوش‌تر کند و درعین‌حال درس را برایشان لذت‌بخش‌تر خواهد کرد.

علاقه‌مند کردن دانش‌آموزان به درس‌ها

هر دانش‌آموزی می‌داند که باید درس بخواند و یک سری محتوا را در هرسال تحصیلی بیاموزد. اما آموزشی ماندگار می‌شود که متفاوت باشد و در ذهن دانش‌آموز بنشیند. درواقع آموزش‌های متفاوت می‌تواند در اشتیاق و علاقه دانش‌آموزان به درس تأثیرگذار باشد. کلاس‌های درس باید با مشارکت دانش‌آموزان همراه باشد و مشارکت بیشتر می‌تواند با یادگیری بیشتر آن‌ها رابطه مستقیم داشته باشد. درواقع معلمان باید برای تدریس دروس خود به دنبال راه‌هایی خلاقانه‌تر و متفاوت‌تر باشند تا بتوانند دانش‌آموزان را به درس علاقه‌مند کنند.

ترکیب داستان‌های آموزنده با درس‌ها

داستان‌ها بیشتر در ذهن دانش‌آموزان می‌ماند. درواقع بیان داستان‌ها در هنگام تدریس می‌تواند در یادگیری بهتر و عمیق دانش‌آموزان مؤثر باشد. دروس تاریخ و جغرافیا ازجمله دروسی هستند که به روش داستانی بهتر در ذهن دانش‌آموزان می‌نشیند و هرگز فراموش نخواهد شد. درواقع داستان‌ها می‌توانند مفاهیم درس را بهتر و واضح‌تر به دانش‌آموزان منتقل کنند. داستان‌ها می‌توانند ارتباط دانش‌آموز را با یک محتوای سخت و نامفهوم برقرار کنند. پس چه خوب است که در تدریس برای ارتباط قوی‌تر معلمان و دانش‌‌آموزان از این روش آموزشی استفاده شود.

معلمان و دانش‌‌آموزان

علاقه‌مند کردن دانش‌آموزان به زندگی

علاوه بر آموزش درس‌های مختلف، معلمان باید زندگی را هم به دانش‌آموزان بیاموزند. درواقع معلمان با تعیین فعالیت‌ها و وظایف مختلف برای دانش‌آموزان می‌توانند آن‌ها مسئولیت‌پذیر و منضبط تربیت کنند. همچنین با انجام فعالیت‌های مختلف در کلاس می‌توانند انجام کارهای گروهی و سازگاری با دیگر دوستان را به آنها یاد دهند. درواقع معلمان با ارائه کردن و انجام فعالیت‌های فوق‌برنامه و خارج از کتاب و درس باید شیوه‌ی صحیح زندگی و فرهنگ درست را به دانش‌آموزان بیاموزند.

احترام گذاشتن به دانش آموزان

دانش آموزان باوجوداینکه هنوز از درک بالایی برخوردار نیستند و هنوز مسائل مهم را متوجه نمی‌شوند اما همچنان نیازمند احترام‌اند و بهترین روش برای تربیت افراد، احترام گذاشتن به آن‌ها خواهد بود. درواقع معلمان اگر می‌خواهند مورداحترام باشند باید به دانش‌آموزان احترام بگذارند. باید بگوییم که دانش‌آموزان به معلمان احترام نمی‌گذارند مگر زمانی که از آنها احترام دریافت کنند. درواقع احترام باید یک رفتار متقابل باشد. رفتار حرفه‌ای به این صورت است که تحت هر شرایطی با دانش‌آموزان محترمانه و درعین‌حال صمیمی رفتار کنید. احترام گذاشتن معلمان و دانش‌‌آموزان در محیط مدرسه مهم‌ترین اصل آموزش و تربیت است.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
10 گروه از افراد سمی زندگی خودتان را بشناسید و از آنها دوری کنید

10 گروه از افراد سمی زندگی خودتان را بشناسید و از آنها دوری کنید

10 گروه از افراد سمی زندگی خودتان را بشناسید و از آنها دوری کنید

افراد سمی
اصولاً منطقی ندارند و از میزان تأثیر منفی که در زندگی اطرافیان خود ایجاد می‌کنند،
بی خبرند و برخی از آنها هم از این تغییراتی که در دیگران ایجاد می‌کنند رضایت
دارند. اما اصلاً آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که افراد سمی چه گروهی
هستند و چه مشخصه‌های اخلاقی دارند؟ برای کشف این موضوع ما را با ادامه مطلب
همراهی کنید.

مطالعات
علمی بر روی افراد سمی

ممکن است خود ما هم بدلیل وجود خصوصیات اخلاقی منفی در شخصیت‌هایمان در گروه افراد سمی قرار بگیریم. اما  حتی اگر این موضوع صحیح هم باشد، آنچه که مسلم است اینست که شناخت این افراد باعث می‌شود ما تغییرات درستی در زندگی اعمال کنیم و از همه مهمتر اینکه افراد سمی را از زندگی خود کنار بگذاریم. جالب است بدانید که تأثیری که این افراد در مغز شما می‌گذارند، درست مانند تقابل با یک فرد سمی است. استرسی که این افراد به زندگی دیگران وارد می‌کنند می‌تواند اثرات ماندگار منفی بر روی مغز داشته باشد. مطالعات نشان داده است که حتی قرار گرفتن چند روزه در معرض استرس می‌تواند سلامت بخشی از مغز را که مسئولیت حافظه و استدلال را بر عهده دارد به خطر اندازد و هفته‌ها و ماه‌ها استرس می‌تواند اثرات جبران ناپذیری بر مغز بگذارد.

افراد سمی
چه کسانی هستند؟

اغلب گفته
می‌شود که شما ترکیبی از 5 نفر از افراد نزدیک زندگی‌تان هستید. حتی اگر یک نفر از
این افراد سمی باشد می‌تواند باعث ایجاد اثرات منفی بزرگی در شما شود. شما نمی‌توانید
از افراد سمی زندگی خود دوری کنید، مگر آنکه آنها را ابتدا بشناسید. در ادامه ما
به شما 10 گروه از افراد سمی را معرفی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

1. شایعه‌پردازان

شایعه پردازها

این دسته از افراد از بدبختی‌های دیگران لذت می‌برند. حرف زدن درباره زندگی شخصی یا کاری دیگران ممکن است سرگرمی جالبی باشد، اما در طول زمان خسته‌کننده شده و به شما احساس ناخشنودی میدهد و به دیگران آسیب می‌زند. به خاطر داشته باشید که صحبت کردن درباره بدبختی و زندگی دیگران تنها اتلاف وقت است و هیچ تأثیر مثبتی در زندگی شما ایجاد نمی‌کند.

2. دمدمی‌مزاج‌ها

این افراد کنترلی روی احساسات خود ندارند و به راحتی باعث ناراحتی شما می‌شوند. اما دور کردن آنها از زندگی بدلیل احساس تأسفی که ما نسبت به آنها داریم بسیار سخت است. درحالیکه این افراد با شما به عنوان توالت احساسی رفتار می‌کنند و باید به هر قیمتی از آنها دوری کنید.

3. قربانی‌ها

جمله
معروفی است که می‌گوید: “درد اجتناب ناپذیر است، اما رنج کشیدن یک
انتخاب.” شناسایی افراد قربانی سخت است، چرا که شما ابتدا با آنها همدردی می‌کنید،
اما بعد از مدتی متوجه می‌شوید که این تنها کاریست که در مواجه با آنها باید انجام
دهید. این افراد از سختی‌های خود درس نمی‌گیرند و به آنها به چشم فرصتی برای
یادگیری و رشد نگاه نمی‌کنند.

4. افراد مغرور

این دسته
مهارت خوبی در اتلاف وقت شما دارند و به همه چیز به چشم یک چالش شخصی نگاه می‌کنند.
غرور و تکبر نوع اشتباهی از اعتماد به‌نفس است و نتیجه آن ایجاد حس عدم اطمینان
است. نتایج تحقیقات نشان داده است که افراد متکبر در محل کار، کارهای کمتری انجام
می‌دهند، رفتار ناراحت کننده‎‌تری دارند و مشکلات شناختی بیشتری نسبت به افراد
معمولی دارند.

5. حسودان

افراد حسود

افراد حسود هرگز از اتفاقات خوب راضی نیستند و شما هرگز هیچ احساس خوشحالی و رضایتی از سمت آنها دریافت نمی‌کنید. آنها دائما در حال مقایسه خود با کل دنیا هستند. فرقی نمی‌کند شما چقدر خوب باشید، همیشه بهتری وجود دارد. این موضوع باعث می‌شود که حسودها هرگز از شرایط خود راضی نباشند و به شما یاد می‎دهند که دستاوردهای شما بی‌اهمیت است.

بیشتر بخوانید: چطور عادت نادرست حسادت به موفقیت دیگران را از خود دور کنیم؟

6. افراد دو رو

این افراد
سمی تحت عنوان دوستی وقت و انرژی شما را از زندگی می‌گیرند. اما با شما مانند یک
دوست رفتار می‌کنند و با کشف اینکه چه چیزی باعث خوشحالی و ناراحتی شما می‌شود، از
آنها برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. آنها همیشه یک چیزی از شما می‌خواهند
و اگر به روابطتان نگاه کنید هرگز بخشنده نبوده‌اند.

7. بدبین‌ها

این افراد روح زندگی را از شما می‌گیرند و دیدگاه مسموم و منفی خود را به شما منتقل می‌کنند. همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و ترس و نگرانی خود را حتی در شرایط خوب به شما منتقل می‌کنند. مطالعات نشان داده است که وجود افراد بدبین در زندگی باعث گسترش تفکر منفی و حتی افسردگی می‌شود.

8. خودشیفته‌ها

خودشیفته‌ها

این افراد برای برتر نشان دادن خود شما را به پایین می‌کشند. هر زمان که در اطراف خود احساس تنهایی کردید، بدانید که با این افراد احاطه شده‌اید. شما فقط یک ابزار برای ایجاد اعتماد به‌نفس در افراد خودشیفته هستید، بنابراین تا حد امکان از آنها دوری کنید.

9. غیرنرمال‌ها

این دسته
رضایت عمیقی از درد و بدبختی دیگران دارند. آنها یا به شما آسیب می‌زنند، یا احساس
بدی به شما منتقل می‌کنند و یا چیزی از شما می‌گیرند، در غیر این صورت علاقه‎ای به
شما ندارند. تنها خوبی این دسته اینست که به راحتی قابل شناسایی هستند و شما می‌توانید
سریعاً آنها را از زندگی خود بیرون کنید.

10. قضاوت‌گران

این افراد
با نظرات خود راهی پیدا می‌کنند تا شور و اشتیاق شما از کار مورد علاقه‌تان را
بگیرند و به شما یک احساس وحشتناک بدهند. به جای درک افراد متفاوت و یادگیری
چیزهای جدید از آنها، قضاوت کننده‌ها از دید بالا و به چشم تحقیر به آنها نگاه می‌کنند.
بنابراین بهتر است که برای خوشحالی خودتان از این گروه دوری کنید.

چطور از دست افراد سمی در امان بمانیم؟

دوری از افراد سمی در زندگی

افراد سمی منطق ندارند، چرا شما باید احساسی رفتار کنید و همچنان آنها را تحمل کنید؟ زمانی که شما یک شخص سمی را بشناسید و رفتار او را تشخیص دهید، راحت‌تر می‌توانید با این مشکل کنار بیایید. بنابراین برای سلامت زندگی خود، تعارف در این مورد را کنار بگذارید و با قدرت از این افراد در زندگی خود فاصله بگیرید.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
چگونه یک بیمار روان‌پریش را در 5 دقیقه اول آشنایی شناسایی کنیم

چگونه یک بیمار روان‌پریش را در 5 دقیقه اول آشنایی شناسایی کنیم

چگونه یک بیمار روان‌پریش را در 5 دقیقه اول آشنایی شناسایی کنیم

این یک
باور عمومی است که ما ترکیبی از میانگین 5 آدمی هستیم که با آنها بیشتر از همه وقت
می‌گذارنیم. طبیعتاً در چنین شرایط ما نمی‌خواهیم که در دایره نزدیکانمان یک بیمار
روان‌پریش حضور داشته باشد. همچنین ما نه می‌خواهیم با یک بیمار روان‌پریش کار
کنیم و نه او را استخدام کنیم. خب… پس چطور می‌توانیم تشخیص دهیم که شخص مقابل
ما سالم است یا روان‌پریش؟

بیمار روان‌پریش چه خصوصیاتی دارد؟

برای
اینکه کاملاً از این موضوع اطمینان حاصل کنید که شخص بیمار است، شما نیاز به یک
لیست طولانی از صفات شناخته شده علمی دارید، اما از آنجاییکه این امکان‌پذیر نیست،
می‌توانید نشانه‌ها را دنبال کنید. این افراد چه خصوصیاتی دارند؟

1. موضوعات صحبتی متفاوت دارند

تحقیقات
علمی ثابت کرده است که بیماران روان‌پریش دو برابر افراد عادی درخصوص سه موضوع زیر
صحبت می‌کنند:

  • غذا
  • ارتباط جنسی
  • پول

این افراد
تمایل کمتری برای صحبت در خصوص سه موضوع زیر دارند:

  • خانواده
  • عقاید مذهبی
  • معنویت

اگر شخصی
دیوانه‌وار در رابطه هیکل خود و یا میزان پولش در حساب بانکی صحبت می‌کند، بهتر
است در همنشینی با او جانب احتیاط را رعایت کنید.

2. صحبت‌های آنها خودمحور است

روان‌پریش‌ها
به‌طرز باورنکردنی به خودشان اهمیت می‌دهند و برای خود ارزشمندند. این افراد خود
را مرکز جهان می‌بینند و براساس قوانین خودشان زندگی می‌کنند. در حالیکه آنها
علاقه به صحبت درخصوص اهداف بزرگ خود دارند، معمولاً نمی‌دانند که چطور باید به
آنها برسند.  

دقیقاً به
همین دلیل است که افراد موفق تمایلی به صحبت در مورد اهداف خود ندارند، افراد موفق
معمولاً در رابطه با برنامه‌ها و چگونگی رسیدن به هدف صحبت می‌کنند، در حالیکه
بیماران به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار به هدف رسیده‌اند.

3. مانند شما رفتار نمی‌کنند

بیماری روان‌پریش - آنتونی هاپکینز - هانیبال

افرادی که
دلسوز و غم‌خوار شما هستند همگام با شما عمل می‌کنند، در اتفاقات ناراحت‌کننده
زندگی شما همراه‌تان گریه می‌کنند و با ماجراهای شاد شما می‌خندند. این یک موضوع
عادی است. اما تحقیقات نشان داده است که بیمار روان‌پریش رفتار کاملاً متفاوتی
دارد. آنها ممکن است حتی زمانیکه که شما فریاد می‌زنید، پاسخ شما را با فریاد
ندهند، در صورتیکه این واکنش در نظر خیلی‌ها طبیعی است. به همین دلیل است که روان‌پریشان
بر روی خود متمرکز هستند و نه شما.

4. به شدت پاداش محورند

همه ما از
پاداش و جایزه لذت می‌بریم، اما تحقیقات نشان داده که افراد روان‌پریش به هر قیمتی
برای رسیدن به پاداش تلاش می‌کنند. به همین دلیل است که میزان آزادسازی دوپامین در
این افراد 4 برابر انسان‌های عادی است. این بدان معنی است که روان‌پریش لزوماً
فردی بدون توجه به عواقب انجام کار نیست و حتی ممکن است بیش از دیگران به این
موضوع توجه کند.

با این
حال همه ما از پاداش لذت می‌بریم و بسیاری از کارهایمان را در جهت رسیدن به پاداش
انجام می‌دهیم. حتی افرادی که بسیار بخشنده هستند، برای آنکه احساس خوبی در مورد
خود داشته باشند اینگونه رفتار می‌کنند. اما بیمار روان‌پریش بدون توجه به عواقب
اخلاقی، قانونی، شغلی و حتی روابط قصد رسیدن به پاداش را دارد.

5. عاشق کار کردن برای رئیس بد هستند

بعضی از رئیس‌ها مغرور، بی‌ادب، خشن و بیش از اندازه متقاضی هستند و با صداقت عمل نمی‌کنند. اینها افرادی هستند که ما از کار کردن با آنها متنفریم، اما روان‌پریش‌ها نه.

بیمار روان‌پریش

بدترین
نوع بیماری روان‌پریشی آنست که شخص احساس همدلی ندارد، سرد و نترس است. تحت تأثیری
شرایطی که اکثر مردم را در استرس، ترس و خشم قرار می‌دهد، قرار نمی‌گیرد. آنها با
خونسردی شرایط را آنالیز کرده و راهی برای شکوفایی پیدا می‌کنند و این یعنی وجود
رئیس بد برای آنها یک پاداش است. این افراد نه تنها در شرایط کاری نامناسب رشد می‌کند،
بلکه از همتایانش به خوبی جلو می‌افتند.

اما آیا
این بدان معنی است که هر فردی که زیر نظر یک رئیس سوءاستفاده‌گر پیشرفت می‌کند
بیمار روانی است؟ بعضی از افراد بدون در نظر گرفتن (حتی با در نظر گرفتن) اینکه چگونه
با آنها رفتار می‌شود، به بهترین نحو کار می‌کنند. اما اکثراً نمی‌توانند. سوپراستارها
حق انتخاب دارند، بنابراین این شرایط را نمی‌پذیرند. اما سوپراستارهای روان‌پریش
با رئیس وحشتناک خود می‌مانند، چراکه احساس می‌کنند در خانه خودشان هستند.

چگونه با
یک بیمار روان‌پریش کار کنیم

احتمالاً
بعد از خواندن نکات بالا به این نتیجه رسیده‌اید که با چنین فردی در زندگی خود
سروکار دارید و راهی برای دور کردن آن از خود ندارید. ایراد ندارد. راه‌هایی برای
حل این مشکل وجود دارد.

در اولین
قدیم به آنچه که آنها انجام می‌دهند توجه کنید، نه آنچه که می‌گویند. این بهترین
راه برای آگاهی از وضعیت است. علاوه‌براین تلاش کنید که سناریوی
“برد-برد” رقم بزنید. همه ما دوست داریم برنده باشیم، اما روان‌پریش‌ها بیشتر
از هر کسی این را می‌خواهند. راهی پیدا کنید که هر دو برنده باشید، بدین ترتیب
روان‌پریش‌ها در کنار شما خواهند بود نه در مقابل شما.

و در نهایت فراموش نکنید که مانند افرادی با هوش هیجانی رفتار کنید: همدردی کنید و خودتان را با افراد محیط اطرافتان هماهنگ کنید. شما هرگز نمی‌توانید رفتار افراد دیگر را کنترل کنید، اما همیشه می‌توانید واکنش خودتان نسبت به آن رفتار را کنترل کنید.

منبع: Inc.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب
اعتماد به نفس اولین پارامتر لازم برای رسیدن به آرزوهایتان است

اعتماد به نفس اولین پارامتر لازم برای رسیدن به آرزوهایتان است

اعتماد به نفس اولین پارامتر لازم برای رسیدن به آرزوهایتان است

اعتماد به نفس اولین پارامتر لازم برای رسیدن به آرزوهایتان است، شاید واژه ملموس اعتماد به نفس را بارهای بار در طول روز می‌شنوید و به راحتی از کنار آن گذر می‌کنید بی آنکه به قدرت و اهمیت این مهم در زندگی شخصی، کاری و تمام ابعاد دیگر زندگی خود پی برده باشید، در این چند پاراگراف سعی داریم اعتماد به نفس را به زبان ساده شرح دهیم و ببینیم چه دلایلی بر کاهش، افزایش و تقویت این عنصر روحی و داخلی وجودی انسان تاثیر دارند.

حتما هزاران بار با خود اندیشیده‌اید که چرا وقتی روحیه خوب و مثبتی دارید، وقتی ذهن آرام و با انگیزه‌ای دارید بهتر و معقول‌تر می‌توانید عملکرد خود در هر زمینه را بهبود ببخشید و فعالیت را با هیجان بهتری به ثمر برسانید، بله درست فکر کرده‌اید دقیقا همین عوامل نمونه‌های اعتماد به نفس هستند، در شرح واژه اعتماد به نفس فقط باید نوشت، توانایی‌ها و باورهای صحیح از خود انسان.

هیچ انسانی کامل نیست

به گفته تمامی بزرگان دینی، علمی و ‌فرهنگی هیچ انسانی جز معصومین و پیامبران کامل نیستند، هر انسان به طرزی دچار یک مشکل و عیبی است، فردی مشکل خانوادکی دارد، یک نفر دیگر مشکل جسمانی، آن یکی از نظر روحیه و و روانی دچار اختلال است، این معایب را بخواهیم به جزء نام ببریم باید چند هزار کلمه را مسلسل کنیم، پس در همین حد بدانید که هیچ فردی در روی کره زمین بی عیب و نقص نیست، این اولین مورد است که می‌تواند اعتماد به نفس را برای شما به ارمغان بیاورد چرا که هستند کسانی که مشکل یا مشکلات خود را هرروز با خود حمل می‌کنند، تکرار می‌کند و بر سر خود می‌کوبند که چرا من؟ در بین این همه من باید این مشکل را من داشته باشم؟ آیا دیگران بخاطر این مشکل من را با یک دید دیگر می‌نگرند؟ و امثال این تفکرات پوچ و عبث.

با خود خلوت کنید

برای رهایی از این تفکرات با خود خلوت کنید، ببینید مشکل شما به چه اندازه بزرگ است، ببینید می‌توانید آن را حل کنید، اگر میسر بود برای رفع آن تلاش کنید و اما اگر به حزئی از زندگی شما مبدل شده و گره خورده است پس با آن کنار بیایید و اطراف خود را با دقت بیشتری ببینید که دیگران چه مشکلات بزرگتری دارند ولی با آن به خوبی کنار آمده‌اند، سعی کنید کمتر به آن فکر کنید، کارشناسان حوزه روانشناسی یک تعریف ساده اما پرکاربرد را برای این مورد دارند و آن این است که بگذارید دیگران هرچه می‌خواهند در مورد شما و مشکلات شما فکر کنند و حرف بزنند چون هیچ سود یا ضرری برای شما و زندگی شما ندارد.

شما قدر به رسیدن به هر آرزویی هستید

برای خود هدف تعریف کنید

برای خود هدف تعریف کنید، هدف‌های کوتاه و بلند مدت، هدف‌های که توانایی رسیدن به آن را نیز داشته باشید خیلی هم دور از دسترس نباشد، با خود اهدافتان را مرور کنید، رویا پردازی کنید، اشتباه نکنید، به هیچ وجه رویا پردازی بد نیست؛ یک رویا می‌تواند محرک شما باشد، می‌تواند قدرت شما را به طرز قابل توجه‌ای بالا ببرد، شاید ندانید اما اعتماد به نفس شما با اهداف شما رابطه مستقیمی دارد، اما اگر بی هدف باشید و با مَثَل هرچه پیش آید خوش آید روزگار بگذرانید، روحیه شما به مرور نابود خواهد شد، دیگر هدفی ندارید که برای آن با زندگی و مشکلاتش مبارزه کنید، پس اعتماد به نفس هم نخواهید داشت به همین آسانی.

از منطقه امن خارج شوید

ریسک پذیر باشید، باور کنید اگر اعتماد به نفس کافی و وافی را ندارید شرایط از این بدتر نخواهد شد پس ریسک کنید، تجربه کنید و از اشتباه و شکست نترسید، از ناحیه امن و مامن زندگی خارج شوید، همین شکست‌ها هستند که موفقیت را روبه روی شما قرار خواهند داد، یک ورزشکار بارهای بار شکست می‌خورد، تمرین می‌کند اما بالاخره به موفقیت و قهرمانی می‌رسد، یک هنرمند نیز اینچنین است، اطرافتان را نگاه کنید ببینید چند نمونه از این نوع را می‌بینید، پس اعتماد به نفستان را بالا ببرید و از شکست‌ها پلی بسازید برای رسیدن به هرآنچه که تا به حال برای شما دور از دسترس بود.

موفقیت را با خود زمزمه کنید

با خود زمزمه کنید می توانم

تکرار کردن و زمزمه تواناییتان نیز راه دیگری است که شما را رو به جلو سوق می‌دهد، مسلما شما هم مانند هر انسان دیگری توانایی نیز دارید، پس چرا روی آن‌ها تمرکز نمی‌کنید، چرا آن ها را کمرنگ جلوه می‌دهید، بولد کردن توانایی از اولین راه‌های افزایش و تقویت اعتماد به نفس است، به جای آن مشکلات و معایب خود را کمرنگ کنید و کمتر به آن‌ها فکر کنید، با خود زمزمه کنید من می‌توانم، انرژی مثبت ساطع از این افکار شما به درستی که تاثیر فراوانی روی شما خواهد گذاشت، این انرژی ساطع شده از افکار مثبت یا منفی اثبات شده است و پایه و اساس علمی دارد، محققان آن راثابت کرده ‌اند پس هرگز قدرت آن را دست کم نگیرید، یک مثل بزرگ برای این موصوع این است که هرچه بکارید همان را نیز درو خواهید کرد، هرچه خوبی کنید خوبی خواهید دید و بالعکس، پس مثبت بیاندیشید تا به مثبت‌ها برسید.

تمرین و ممارست کنید

تمرین و ممارست کنید، رانندگی شما خوب نیست، طبیعی است خیلی‌ها در یک زمینه تخصص یا مهارت یا استعداد ندارند، اما با تمرین می‌توانید به همه چیز برسید، ادیسون می‌گوید استعداد یک درصد تلاش و تمرین نود و نه درصد روی موفقیت تاثیر دارد، پس ببینید استعداد بسیار واهی و بی معنی‌تر از آن است که شما خود را به خاطر آن سرزنش کنید، با تمرین و تلاش می‌توانید به همه چیز برسید.

اگر خود به خویشتن اعتماد ندارید، دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد. این جمله از جان ماکسول را ملکه دهن خود کنید و بدانید که برای رسیدن هرچیزی اعتماد به نفس لازم دارید، تمام افراد موفق اولین چیزی که در وجود خود به آن پی می‌برند اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید و ذره‌ای شک به وجود خود راه ندهید که خداوند در وجود هر انسان توانایی هایی قرار داده است که فقط با خواستن و اراده فرد می‌تواند به آرزوها و رویاهای حتی بسیار بزرگ دست یابد.

منبع : dinu.ir
ادامه مطلب