سینمای جهان

صفحه اصلیبایگانی با دسته بندی "سینمای جهان"
نقد فیلم اعلان قرمز Red Notice – به دنبال تخم مرغ

نقد فیلم اعلان قرمز Red Notice – به دنبال تخم مرغ

نقد فیلم اعلان قرمز Red Notice – به دنبال تخم مرغ

فیلم «Red Notice» تمام آن چیزی است که برای یک فیلم سرگرم کننده نیاز دارید؛ داستانی ساده و هیجان‌انگیز درباره سارقین، یک شی باستانی گمشده، چند بازیگر مشهور سینما، ماجراجویی در کنار تعقیب و گریزهای نفس‌گیر و در انتها کمی طنز. فیلم جدید رایان رینولدز با داشتن تمام موارد بالا همان چیزیست که مخاطبان عام سینما را به خوبی سرگرم می‌کند. همراه ما باشید با نقد فیلم اعلان قرمز.

فیلم اعلان قرمز محصول سال ۲۰۲۱ است که بازیگران مشهور حال و حاضر سینمای هالیوود در آن بازی می‌کنند. فیلمی با حضور «Dwayne Johnson»، «Gal Gadot» و «Ryan Reynolds» که اثری سرگرمی کننده را برای مخاطبان علاقمند به آثار ساده ولی جذاب که ساعاتی را همراه با این اثر سپری کنند فراهم می‌کند. فیلمی که درباره یک دزدی هیجان‌انگیز است.

دوئین جانسون

فیلمی با بازی ستاره‌های هالیوودی

«Rawson Marshall Thurber» کارگردان ۴۶ ساله آمریکایی این اثر را ساخته است. کارگردانی که آثاری همچون «Central Intelligence» و «Skyscraper» را در کارنامه کاری خود دارد. دو فیلمی که در آن‌ها شاهد بازی دوئین جانسون بودیم و حال در این فیلم نیز شاهد همکاری دوباره این کارگردان و بازیگر فیلم‌های اکشن سینما هستیم.

بازیگری که در آخرین فیلم خود با نام «Jungle Cruise» به ماجراجویی در جنگل‌های آمازون پرداخت و حال در ماجراجویی دیگری با بازی در نقش جان، به سراغ دزدیدن یک شی باستانی رفته است. شی باستانی که سه تخم‌مرغ ارزشمند است که در زمان زندگی کلئوپاترا آخرین فرعون مصر باستان به او هدیه داده شد. حال جان که یک مامور پلیس است به دنبال سارقانی می‌گردد که می‌خواهند این اشیا را بدزدند.

رایان رینولدز

فیلمی دیگر رایان رینولدز

دزدی که جان به دنبال آن است نولان نام دارد که نقش او را «Ryan Reynolds» بازی می‌کند. بازیگری که در سال‌های گذشته با حضور در نقش‌های طنز و کمدی به خصوص سری فیلم‌های «Deadpool» و آخرین اثرش «Free Guy» نشان داده که می‌تواند نقش‌های طنز و البته اکشن را به خوبی بازی کند. بازیگری که اگر در فیلمی کمدی حضور داشته باشد قطعا از دیدن آن لذت خواهید برد.

نولان که دزدی حرفه‌ای است در دزدین تخم‌مرغ‌ها ناکام می‌ماند، زیرا دزد سومی با بازی «Gal Gadot» در دزدیدن این شی پیش دستی می‌کند. حال جان به همراه نولان باید به دنبال بیشاب بگردند تا هم تخم‌مرغ‌ها را پیدا کنند و هم بیشاب را دستگیر کنند. اما قطعا این همه ماجراهایی که این سه نفر رقم می‌زنند نیست.

بازیگران فیلم اعلان قرمز

اثری ماجراجویانه درباره یک سرقت جذاب

فرمول فیلم اعلان قرمز چیزی ما بین دو ژانر ماجراجویی و سرقت است. از سمتی می‌توان این فیلم و داستانش را در دسته آثاری همچون «Army of Thieves» قرار داد که ماجرای سرقتی هیجان‌انگیز است. از سمت دیگر می‌توان فیلم را در دسته آثار ماجراجویانه‌ای همچون «Indiana Jones» قرار داد.

مجموعه فیلم‌هایی که داستان آن نیز درباره اشیا باستانی و ماجراجویی‌هایی پشت سر آن‌هاست. خصوصا فیلم «Indiana Jones And The Kingdom Of The Crystal Skull» که پای ماجرای تاریخی آلمان‌های نازی و گنجینه آثار باستانی گمشده آن‌ها را نیز به فیلم باز می‌کند. ترکیب دونفره فیلم بین رایان رینولدز و دوئین جانسون را باید نقطه قوت اثر دانست. به خصوص که رایان رینولدز در فیلم «The Hitman’s Bodyguard» ترکیب بازی او با ساموئل جکسون، اثری اکشن و کمدی را به وجود آورد.

تکه کلام‌های طنز، دیالوگ‌های بامزه و ارجاعات فرامتنی به دیگر آثار سینمایی همچون «jurassic park» فیلم اعلان قرمز را تبدیل به اثر کمدی خوبی کرده است؛ خصوصا موقعیت‌های بامزه و طنزی که این زوج در روند داستان به وجود می‌آورند و ماجراجویی که در نقاط مختلف جهان انجام می‌دهند. همگی این عناصر باعث شده‌اند تا فیلم اثری سرگرم‌کننده برای مخاطبان باشد.

گل گدوت

اثری ضعیف ولی سرگرم‌کننده

هرچند که این سرگرم‌کننده بودن فیلم اعلان قرمز به بهای نداشتن داستان و پیرنگی قوی و حتی شخصیت‌پردازی‌های خوب بوده است. داستان ساده و عملا بدون پیرنگ‌های فرعی است و تنها تعلیق اثر نیز ارتباط جان و بیشاب است. شخصیت‌های فیلم نیز گویی تکراری از کاراکترهای قبلی هستند که بازیگران بازی کرده‌اند. به خصوص رایان رینولدز که بازی همراه با چاشنی طنز او را در آثار مشابه دیده‌ایم.

بازی «Gal Gadot» در نقش بیشاب نیز آنچنان قوی نیست و حتی می‌توان حضور او در فیلم را کاملا مبتنی بر در قالب کلیشه زنی جذاب اما با مهارت‌های بالا در سرقت دانست. کلیشه‌ای رایج که در فیلم‌هایی با موضوع سرقت بسیار یافت می‌شود. گل گدوت که با بازی ضعیف خود در نقش واندر وومن در فیلم «Wonder Woman 1984» سال گذشته را پر فراز نشیب پایان داد در این فیلم نیز همچنان بازی قابل توجهی را از خود نشان نمی‌دهد.

می‌توان گفت که استفاده از تیپ‌های شخصیتی و نداشتن پیچش جذاب برای کاراکترهای فیلم در کنار داستان تکراری و بدون خلاقیت نقاط ضعف فیلم جدید راوسون مارشال تربر هستند که آن را تنها در حد فیلمی سرگرم‌کننده نگه می‌دارد که ارزش یکبار دیدن را دارد. با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم اعلان قرمز در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

اکشن

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم زمانی برای مردن نیست No Time to Die – پایانی بر جیمز باند کریگ

نقد فیلم زمانی برای مردن نیست No Time to Die – پایانی بر جیمز باند کریگ

نقد فیلم زمانی برای مردن نیست No Time to Die – پایانی بر جیمز باند کریگ

جیمز باند در فیلم «No Time to Die» نمادی از شکوه بریتانیای کبیر است. قهرمانی سوار بر اتومبیل استون مارتین خود که به مبارزه با گروه‌های تروریستی و دشمنان ملکه مشغول است. منجی با کت و شلوار سیاه و پیراهن سفیدش که اینبار نه تنها بریتانیا بلکه خانواده خود را نیز نجات خواهد داد. نمادی که سرانجام به پایان راه رسید. همراه ما باشید با نقد فیلم زمانی برای مردن نیست.

سال ۱۹۵۳ برای ادبیات انگلستان پس از جنگ جهانی دوم بسیار زمان مهمی است. زیرا در این سال کاراکتری خلق شد که در دوران جنگ سرد تبدیل به یکی از نمادهای اقتدار دولت‌های بریتانیا به حساب می‌آید. شخصیتی به نام «James Bond» که توسط «Ian Fleming» خلق گردید تا بعد از گذشت هفتاد سال از متولد شدنش همچنان نامش بر سر زبان‌ها باشد.

معرفی ۱۰ فیلم برتر جیمز باند

بازیگران فیلم زمانی برای مردن نیست

زمانی برای مردن نیست

ایان فلمینگ نویسنده‌ای انگلستانی بود که به واسطه نفوذ خانوادگی او در ساختار سیاسی این کشور توانست با خلق مشهورترین نماد دنیای جاسوسان به شهرت زیادی برسد. او جیمز باند را با این هدف خلق کرد که خوانندگان نوجوان و جوان خود را به دنیای هیجان انگیز نبرد جاسوسان ببرد. دنیایی که بعد از مرگ او توسط ساختار فرهنگی انگلستان مورد استفاده قرار گرفت.

ساختار فرهنگی که در دوران جنگ سرد و پس از آن برای حفظ اقتدار خود و همچنین نمایش قدرت نظامی و اطلاعاتی بریتانیا از این کاراکتر در دنیای سینما بهره برد. می‌توان گفت شخصیت جیمز باند که یک جاسوس آموزش دیده سازمان اطلاعات انگلستان یا همان MI6 است، هویت اجتماعی و فرهنگی شبه جزیره انگلستان را تشکیل می‌دهد.

هویتی که آن را در فیلم زمانی برای مردن نیست با کت و شلوار سیاه اتو کشیده، اتوموبیل استون مارتین و البته خوشگذرانی با زنان زیبا در کنار مهارت‌های فوق‌العاده نظامی و اطلاعاتی، شاخصه این نماد فرهنگی انگلستان است. جیمز باندی که تا به اکنون در آثار سینمایی بسیاری حضور داشته است و بازیگران شاخصی همچون «Sean Connery»، «Roger Moore» و «Daniel Craig» ایفاگر این نقش این جاسوس بریتانیایی هستند.

دنیل کریگ

پایان راه دنیل کریگ در نقش جیمز باند

«Daniel Craig» اما آخرین بازیگری است که در سری پنج‌گانه فیلم‌های جیمز باند نقش این کاراکتر را بازی کرده است. بازیگری که همچون دیگر بازیگرانی که جیمز باند را بازی کرده‌اند، اهل انگلستان است. دنیل کریگ برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ و در فیلم «Casino Royale» عهده‌دار نقش این کاراکتر شد. او در چهار فیلم بعد با نام‌های «Quantum of Solace»، «Skyfall»، «Spectre» و «No Time to Die» حضور داشته است.

فیلم «No Time to Die» آخرین اثر از سری پنج‌گانه با بازی دنیل کریگ است. فیلمی که احتمالا به عنوان بهترین اثر این پنج‌گانه و پایانی بر حضور این بازیگر اهل لندن در نقش یک جاسوس بریتانیایی است. داستان فیلم درباره دوران بازنشستگی جیمز باند به عنوان مامور ۰۰۷ است.

مامور ۰۰۷ و زنان زیبا رو

باند که بعد از ماجراهای خود با گروه «Spectre» و دستگیری رئیس این گروه بازنشسته شده است، بار دیگر درگیر فعالیت‌های خطرناک این گروه می‌شود. فعالیت‌هایی که همراه با حضور گروه ناشناس دیگری است که می‌خواهند امنیت بریتانیا را به خطر بیاندازند. او به عنوان مامور ۰۰۷ بار دیگر باز می‌گردد تا اینبار نه به خاطر بریتانیا بلکه به خاطر خانواده خود به نبرد با تبهکاران بپردازد.

فیلم جدا از صحنه‌های اکشن خود که نمونه آمریکایی آن را در مجموعه فیلم‌های بورن همچون «The Bourne Supremacy» دیده‌ایم، محتوایی برخلاف آثار قبلی جیمز باند دارد. در واقع جیمز باندی که ما در فیلم زمانی برای مردن نیست خواهیم دید آن وجهه انسانی و خانوادگی‌اش پررنگ‌تر است. کاراکتری که او را با نماد خوشگذرانی با زنان زیبا می‌شناسیم، اینجا دیگر آن فرد زن باز نیست.

زمانی برای مردن نیست

جیمز باند سیاه‌پوست

هرچند که حضور کوتاه «Ana de Armas» همچون دیگر آثار قبلی در این فیلم نیز در راستای نمایش همان زنان زیبا در کنار جیمز باند است. اما کوتاه بودن حضور این شخصیت فرعی و خداحافظی او با باند و عدم همراهی‌اش با او را می‌توان در راستای همان خط پیرنگ اصلی فیلم دید. پیرنگی که قرار است باند را اینبار به عنوان یک همسر و پدری فداکار برای مخاطب خود بازنمایی کند.

بازنمایی که برای آخرین حضور یک بازیگر مرد در نقش جیمز باند قطعا نمایشی دراماتیک خواهد بود. زیرا باید از این به بعد عادت کنیم که جیمز باند انگلیسی که یک مرد قوی هیکل با موهای بور و چشمان آبی بود، دیگر وجود نخواهد داشت. زیرا ۰۰۷ از این به بعد در راستای سیاست‌های هالیوودی تبدیل به یک زن سیاه پوست خواهد شد.

جیمز باند

جیمز باند پدری فداکار

فیلم آخر جیمز باند به لحاظ داستانی چفت و بست خوبی دارد. اگر از صحنه‌های اکشن و نبردهای پرطمطراق‌اش بگذریم، پیرنگ اصلی درباره جیمز باندی است که یک مرد شکست خورده در عشق خواهد بود. عشقی که به واسطه پیشینه او نیمه تمام ماند ولی بار دیگر این فرصت به او داده شده است تا بتواند عشق خود را بازپس گیرد.

جیمز باند در فیلم زمانی برای مردن نیست آن وجهه خطرناک خود را با وجه پدرانه‌اش عوض کرده است. شاید نکته مهم در این فیلم نیز همین باشد که مخاطبان جیمز باند در کنار آن مهارت‌های جاسوسی، تعقیب و گریز‌های هیجان‌انگیز، حضور زنان زیبا و البته تیراندازی‌های اکشن، ‌می‌توانند داستانی عاشقانه و دراماتیک را نیز ببینند.

قصه‌ای عاشقانه که پیش از این در هیچکدام از فیلم‌های جیمز باند ندیده‌ایم. زیرا جیمز باند آن جاسوس بریتانیایی همه فن حریفی که هرگز در دام عشق گرفتار نمی‌شد اینبار نه تنها عاشق می‌شود بلکه پدری خواهد شد که مرگ خود را بر مرگ خانواده‌اش ترجیح می‌دهد. با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم زمانی برای مردن نیست در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

اکشن

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم قدرت سگ The Power of the Dog – غرب وحشی یا غرب متمدن

نقد فیلم قدرت سگ The Power of the Dog – غرب وحشی یا غرب متمدن

نقد فیلم قدرت سگ The Power of the Dog – غرب وحشی یا غرب متمدن

فیلم را باید اثری دانست که تا انتها مخاطب خود را درگیر تعلیقی پیچیده می‌کند. تعلیقی که ماجرایی معماگونه را در مقابل چشمان مخاطب قرار می‌دهد که در انتها با ظرافت هر چه تمام‌تر به پایان می‌رسد. فیلم همچون اسم خود درباره قدرت سگ است. سگی که شاید در نگاه صاحب خود مطیع باشد اما روزی صاحبش را گاز خواهد گرفت. همراه ما باشید با نقد فیلم قدرت سگ.

فیلم «The Power of the Dog» در ژانر وسترن دسته‌بندی می‌شود. هرچند که فیلم تنها رنگ و بویی از این ژانر را دارد، همچون فیلم «Cry Macho» ساخت «Clint Eastwood». منظور از این رنگ و بو فضای داستانی است که فیلم در آن جریان دارد. انتهای قرن ۱۸ جایی است که فیلم داستان خود را در مزرعه‌ای بزرگ که متعلق به خانواده‌ای دامدار است روایت می‌کند. مزرعه‌ای که در آن دو برادر مشغول زندگی هستند.

بازیگران فیلم قدرت سگ

داستان دو برادر

دو برادری که هر کدام نمادی از یک دنیای خاص هستند. فیل با بازی «Benedict Cumberbatch» نماینده جامعه سنتی کشور آمریکاست. جامعه‌ای که عمدتا دامدار هستند و به آن‌ها گاوچران می‌گویند. گاوچران‌هایی که زندگی خود را در دشت و کوه، آن هم در کنار گاوها و اسب‌هایشان گذرانده‌اند. گذران زندگی که به عقیده آن‌ها راه و رسم مرد شدن است.

اما برادر دیگر جورج، با بازی «Jesse Plemons» برخلاف برادرش نماینده جامعه مدرن در آمریکاست. جامعه‌ای که بر سر میزهایشان گل می‌گذارند، کت و شلوار می‌پوشند و با اتوموبیل رفت و آمد می‌کنند. جامعه‌ای که ارزش‌های کابوی‌های آمریکایی و زندگی در طبیعت برایشان اهمیت خاصی ندارد. آن‌ها نمی‌توانند در طبیعت چیزی ببینند و تنها به دنبال مهمانی و زدن پیانو در جمع‌های شبانه خود هستند.

قدرت سگ

سنت در مقابل مدرنیته

فیلم با قرار دادن این دو برادر در روبروی یکدیگر به تقابل سنت و مدرنیته اشاره می‌کند. تقابلی که فیلم آن را از کتاب «Jesse Plemons» وام گرفته است. کتاب «The Power of the Dog» اثر این نویسنده آمریکایی است که آن را در سال ۱۹۶۷ به انتشار گذاشت. نویسنده‌ای که رمان‌های او را که درباره غرب وحشی است بسیاری از خوانندگان علاقه‌مند به دنیای وسترن می‌شناسند.

کتاب قدرت سگ این نویسنده در سال ۲۰۲۱ و توسط «Jane Campion» تبدیل به فیلم سینمایی شد که برای کارگردانش جایزه شیر نقره‌ای بهترین کارگردانی جشنواره ونیز را به ارمغان آورد. کارگردانی که بیشتر با آثار عاشقانه خود در میان سینما دوستان مشهور است، این بار نه به سراغ داستانی عاشقانه بلکه داستانی معمایی رفته تا غرب وحشی را در حال مدرن شدن به تصویر بکشد.

فیلم وسترن

انگل

فیلم تقابل دو جهان بینی متفاوت است، جهان‌بینی که یکی کثیف به تصویر کشیده می‌شود و دیگر تمیز. جهانی که در انتها آنگونه نمایش داده می‌شود که سرانجام به تسخیر دنیای انسان‌هایی با کت و شلوارهای اتوکشیده در خواهد آمد. جهانی که از غرب وحشی به غرب متمدن تغییر ماهیت می‌دهد و نماد آن نیز پیتر پسر جوانی است.

جدا از این تقابل مدرنیته و سنت، فیلم داستانی پیرو قدرت را به نمایش می‌گذارد. قدرتی انگل گونه که شباهت بسیاری به فیلم «Parasite» ساخته بونگ جون هو دارد. در آن فیلم ما شاهد حضور خانواده‌ای فقیر در خانه خانواده‌ای ثروتمند بودیم. خانواده‌ای که همچون انگل در این خانه عیان‌نشین کمین می‌کنند تا زندگی آن‌ها را تسخیر کنند.

قدرت سگ

فیلم قدرت سگ نیز چنین ساختاری دارد، اما با تفاوتی بزرگ. در اینجا ما با اجرای عدالت سر و کار داریم، عدالتی که پسر خوانده جورج آن را در حق فیل اجرا می‌کند. زیرا او باعث تمام مشکلاتی بوده که برای جورج و مادرش پیش آمده است. داستانی از جایی آغاز می‌شود که جورج علاقه‌مند به زنی بیوه به نام رز و با بازی «Kirsten Dunst» می‌شود.

جورج با رز ازدواج می‌کند و او به همراه پسرش که فردی علاقه‌مند به پزشکی و با روحیه‌ای خلاف فیل است وارد عمارت خانوادگی بربنک می‌شوند. کنش اصلی فیلم نیز در همین نقطه آغاز می‌شود، ورود این دو مهمان ناخوانده که فیل به شدت از آن‌ها تنفر دارد. زیرا حس می‌کند که آن‌ها نه تنها برادر او بلکه زندگی گاوچرانی‌اش را تهدید می‌کنند.

فیل با برخوردهای آزار دهنده خود رز را تا آستانه جنون و بیماری می‌برد. برخوردهایی که از نظر پسر رز پیتر، باعث از بین رفتن زندگی عاشقانه جورج و مادرش هستند. فیل در اینجا همان نقش مرد بدی را ایفا می‌کند که عنصر نامطلوبی برای دنیای مدرن به نظر می‌رسد. عنصری که به تعبیر برادرش یک گاوچران حمام نکرده است که بوی بدی می‌دهد، پس باید کنار گذاشته شود.

بندیکت کامبربچ

مرگ غرب وحشی

فیل گاوچران، نه تنها تهدید برای زندگی رز و جرج است بلکه تهدیدی برای دنیای مدرنی خواهد بود که پسر رز می‌خواهد در آن زندگی کند. بندیکت کامبربچ که او را با نقش شرلوک هلمز در سریال «Sherlock» و یا بازی در فیلم ابرقهرمانی «Doctor Strange» می‌شناسیم در این فیلم به خوبی کاراکتری را به تصویر کشیده است که خشمی بیانتها دارد.

خشمی که ناشی از دنیای مدرنی است که زندگی و ثروت او را تهدید می‌کند. تهدید که آن را در قالب سکانس نبرد سازهای فیل و رز می‌بینیم. جایی که رز به نمایندگی از دنیای جدید پیانو می‌نوازد و فیل در قالب نماینده جهان سنتی یک چهارتار. هرچند که فیل در این نبرد نوازندگی پیروز است اما در انتها او و جهانش بازنده اصلی این نبرد خواهند بود.

با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم قدرت سگ در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

درام وسترن

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم ونوم ۲ Venom 2 – ونوم همچنان ناامید کننده

نقد فیلم ونوم ۲ Venom 2 – ونوم همچنان ناامید کننده

نقد فیلم ونوم ۲ Venom 2 – ونوم همچنان ناامید کننده

فیلم «Venom Let There Be Carnage» ادامه‌ای بر فیلم «Venom» فرانچایزی است که در انتها به دنیای ماورل خواهد پیوست. دنیایی که در آن شاهد حضور ابرقهرمانان دنیای مارول به خصوص گروه انتقام‌جویان بودیم. قسمت دوم ونوم دقیقا همان چیزی است که در قسمت اول آن شاهد بودیم. گویی که بعد از گذشت سه سال هیچ تغییری رخ نداده است. همراه ما باشید با نقد فیلم ونوم ۲.

ونوم نام شخصیتی از دنیای کمیک است که برای اولین بار در مجموعه کمیک «The Amazing Spider-Man» و در سال ۱۹۸۴ به مخاطبان معرفی شد. ونوم سیمبیو‌تی از نژادی بیگانه است که به صورت انگل زندگی می‌کند. انگلی که زندگی‌‌اش وابسته به میزبانی خواهد بود که انتخاب می‌کنند. این شخصیت یکی از مهم‌ترین دشمنان مرد عنکبوتی به حساب می‌آید.

معرفی مجموعه فیلم های مرد عنکبوتی

بازیگران فیلم ونوم 2

بازگشت دوباره ادی و ونوم

ونوم را دیوید میشلینی، تاد مکفارلین، مایک زک سه تن از نویسندگان کمپانی مارول خلق کردند. شروری که به سرعت در میان شرورهای مارول توانست جایگاه قابل توجهی را پیدا کند. البته ونوم شخصیتی خاکستری دارد و نمی‌توان آن را یک شرور کامل دانست. زیرا با توجه به نوع میزبانی که او انتخاب می‌کند، توانایی این را دارد تا یک قهرمان یا یک ضدقهرمان باشد.

سال ۲۰۱۸ اولین قسمت از فیلم ونوم توسط «Ruben Fleischer» ساخته شد و «Tom Hardy» به عنوان بازیگر نقش اصلی فیلم که یک روزنامه‌نگار و میزبان ونوم خواهد در این فیلم بازی کرد. بازیگری که با بازی در نقش‌های منفی همچون بین در فیلم «The Dark Knight Rises» و یا نقش آلکاپون در فیلم «Capone» توانایی‌های خود را به اثبات رسانده است.

ونوم

قسمت دوم قوی‌تر از اولی

اما باید گفت حضور این ستاره سینما در فیلم ونوم شاید جذابیت‌های بالایی داشته باشد ولی حضور او نیز نتوانست قسمت اول این فیلم را از وضعیت فاجعه بار خود نجات دهد. فیلمی ضعیف که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در حد و اندازه فیلم‌های ابرقهرمانی نیز نبود. هرچند که قسمت دوم این فیلم توانسته است بخشی از ضعف‌های قسمت اول را پوشش دهد.

تماشای آنلاین قسمت اول فیلم ونوم دوبله فارسی در فیلم‌گردی

دلیل اصلی این پوشش نیز ملحق شدن این فیلم به دنیای مارول و تغییر کارگردان آن است. قسمت دوم ونوم را «Andy Serkis» ساخته است. هرچند که او بیشتر در دنیای سینما به عنوان بازیگر شناخته می‌شود. به خصوص که در دو فیلم «War for the Planet of the Apes» و «Dawn of the Planet of the Apes» حضور داشته است.

البته او در مقام کارگردانی در ونوم دومین تجربه خود را پشت سر گذاشته است. اولین فیلم او «Mowgli: Legend of the Jungle» بود که بازیگران مشهوری همچون «Christian Bale»، « Benedict Cumberbatch» و «Cate Blanchett» در آن حضور داشتند.

کارنیج

نبرد ونوم و کارنیج

قسمت دوم خط داستانی قسمت اول را ادامه می‌دهد. درست از جایی که ونوم و ادی توانستند کسدی و کارنیج را شکست دهند. حال کسدی که در زندان است بار دیگر موفق می‌شود به کمک کارنیج از زندان فرار کند و شهر را به آشوب بکشاند. از سمتی ادی و ونوم نیز وضعیت خوبی ندارند، آن‌ها دچار مشکلات ارتباطی فراوانی هستند و در کنار یکدیگر نمی‌توانند فعالیت کنند.

همان تضادی که در قسمت اول شاهدش بودیم و نقطه ضعف فیلم نیز به حساب می‌آمد. این تضاد در قسمت دوم جهت‌دار شده و بالاخره به پایداری در شخصیت ونوم و ادی می‌رسد. در واقع ادی و ونوم در انتهای فیلم تبدیل به چیزی شبیه به یک تیم می‌شوند که می‌توانند ماجراجویی خود را آغاز کنند. ماجراجویی که ونوم دوست دارد در آن تبدیل به ابرقهرمان شود.

قهرمانی بدون شخصیت

هرچند که این قهرمان بودن ونوم در فیلم جایگاهی ندارد. زیرا ونوم عملا شخصیت‌پردازی ندارد که بخواهیم از درون آن قهرمانی جذاب بیرون بکشیم. حتی ترکیب او با بازی تام هاردی نیز نتوانسته است عمقی به شخصیت‌پردازی این تیم دو نفره بدهد. این مشکل در پرداخت به شخصیت‌های شرور فیلم مثل «shriek» نیز سرایت کرده است.

شخصیت‌های شرور داستان عملا بود و نبودشان تغییری را در روند داستان ایجاد نمی‌کند. تنها شرور جذاب داستان همان کارنیج است که او نیز شخصیتی ندارد و بیشتر شبیه ماشین کشتار جمعی خواهد بود. ایرادات شخصیت‌پردازی و پیرنگ داستان در قسمت دوم همچون قسمت اول باقیست و شاید کمی کاسته شده باشد که آن نیز ناشی از تغییر در تیم نویسندگان باشد.

مطالعه نقد فیلم ونوم Venom – دلقکی از فضا / قسمت اول

تام هاردی

اثری سرگرم کننده و بدون ایده

قسمت دوم که در نقد فیلم ونوم ۲ به آن اشاره شد، عملا نه تنها ایده خاصی ندارد بلکه با کمبود ایده نیز مواجه است. قسمت دوم همان نبرد ونوم و کارنیج که در انتهای قسمت اول دیدیم را بار دیگر به مخاطب ارائه می‌کند. گویی که در حال دیدن همان چند دقیقه پایانی منتهی با سکانس‌های بیشتر هستید. نبردی که به واسطه استفاده از CGI یا همان جلوه‌های ویژه میدانی به اندازه‌ای قابل توجه است که عملا فیلم را تبدیل به یک پرده سینمایی از بازی کامپیوتری کرده است.

ولی با این وجود می‌توان به فیلم اندکی امید داشت، زیرا ونوم ۲ قرار است دروازه‌ای برای ورود این شخصیت به دنیای مارول و به خصوص سری فیلم‌های مردعنکبوتی باشد. با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم ونوم ۲ در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

ابرقهرمانی اکشن

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم فینچ Finch – پیرمرد، سگ و ربات

نقد فیلم فینچ Finch – پیرمرد، سگ و ربات

نقد فیلم فینچ Finch – پیرمرد، سگ و ربات

فیلم «Finch» قرار است ما را با بازیگر سفرهای هیجان‌انگیز تام هنکس همراه کند تا بار دیگر با او ماجراجویی کنیم. بازیگری که اگر علاقمند به کارهای او باشید، می‌دانید که هرگز با تام نباید به سفر بروید. زیرا یا در جزیره‌ای دور افتاده گم می‌شوید، یا توسط دزدان دریایی ربوده می‌شوید و یا در دنیایی خالی از سکنه با یک ربات درباره اعتماد بحث خواهید کرد. همراه ما باشید با نقد فیلم فینچ.

«Finch» جدیدترین اثر در ژانر محبوب این روزهای سینماست که همگی دنیایی پساآخرالزمانی را به تصویر می‌کشند. دنیایی که یا در آن انسان‌ها همچون «The Road» خود باعث نابودی جهان هستند یا چون فیلم «A Quiet Place» موجودات فضایی و یا طبیعت و اتفاقات آن نسل انسان‌ها را با انقراض مواجه کرده‌اند. ترسیم دنیایی که در آن تنها یک بازمانده وجود دارد و حال او با تنهایی خود در کشمکشی عجیب است.

بازیگران فیلم فینچ

باور داشتن به یک بزدل

فیلم جدید «Miguel Sapochnik» کارگردان گمنام سینما و شناخته شده تلویزیون، ترکیبی از ژانرهای علمی‌تخیلی، آخرالزمانی و جاده‌ای است. اثری که تلاش می‌کند درباره اعتماد میان انسان‌ها سخن بگوید. اعتمادی که در شخصیت اصلی فیلم با بازی «Tom Hanks» نه تنها وجود ندارد بلکه حتی باور نیز در وجود او مرده است. باوری که به گفته او نمی‌توان آن را در یک بزدل جستجو کرد.

فیلم شباهت بسیاری به فیلم «chappie» و یا فیلم «Robo» دارد. آثاری که محور اصلی داستان آن‌ها نه یک انسان بلکه رباتی با هوش مصنوعی است که می‌خواهد درباره دنیای انسانی بیشتر بداند. فیلم با قرار دادن این شخصیت رباتی با نام جف در کنار فینچ، مهندسی نابغه که او را طراحی و ساخته است، تلاش می‌کند تا درباره مفهوم انسان بودن صحبت کند.

فیلم ربات

انسان و ربات

مفاهیم انسانی در اثر کارگردان آرژانتینی تبار، نقش پر رنگی دارد؛ مفاهیمی همچون تنهایی، ترس، عدم اعتماد، خانواده و در نهایت مفهومی به نام انسانیت. خصوصیاتی که جف، ربات داستان در پی یافتن آن‌هاست و فینچ انسانی که آن‌ها را از دست داده است. در واقع هرآنچه که فینچ در طی این سال‌ها از دست داده، جف در حال به دست آوردن آن‌هاست.

اثر همان گونه که گفته شد ترکیبی از چند ژانر مختلف است، اما بارزترین این ژانرها را می‌توان در فیلم، ژانر جاده‌ای دانست. فیلم‌هایی همچون «Rain Man» و «Cry Macho» که داستان همراهی دو مسافر است که یکی از آن‌ها می‌خواهد دنیای فرد دیگر را تغییر دهد. در این فیلم نیز ترکیب این دو مسافر در قالب شخصیت یک مهندس رباتیک و رباتی که خلق کرده تصویر‌سازی شده است.

قانون چهارم رباتیک

رباتی که به دنبال آن است که بداند کشمکش اصلی فینچ با جهانی که در آن زندگی می‌کند چیست. شاید در نگاه اول تنها هدف فینچ از ساخت رباتش اضافه کردن قانون چهارم به قوانین سه‌گانه رباتیک «Isaac Asimov» باشد. قوانینی که این نویسنده روس تبار در آثار علمی تخیلی خود برای اولین بار در سال ۱۹۴۲ آن‌ها را بازگو کرد.

قانون چهارم فینچ آن است که ربات باید شرایط مناسب برای زندگی سگ او را فراهم کند. قانونی شاید مسخره که حتی برای آن دست به اضافه کردن ابزار باز کردن درب قوطی غذا بر روی جف کرد. اما در نهایت همین قانون باعث می‌شود تا جف برخلاف فینچ چیزی را به دست بیاورد که او از دست داده است. آن چیز ارزشمند اعتماد است.

تام هنکس

سفر با تام هنکس

تام هنکس احتمالا بهترین انتخاب برای بازی کردن نقش فینچ در این فیلم بوده است. بازیگری که آثار شاخصی همچون «Forrest Gump»، «The Green Mile» و «Saving Private Ryan» را در کارنامه بازیگری خود دارد. بازیگری که به خوبی توانسته است نقش پیرمردی تنها را بازی کند که در آستانه مرگ خود تلاش می‌کند تا موجودی را خلق کند که بعد از او مراقب جهانی که آن را با بزدلی ترک کرده است باشد.

تماشای آنلاین فیلم‌های Tom Hanks در فیلم‌گردی

هنکس در این فیلم همچون «Cast Away» و یا «The Terminal» آن فرد تنهایی است که نه تنها از جامعه به دور افتاده است، بلکه جامعه نیز او را پس می‌زند. پس تلاش می‌کند تا این تنهایی خود را در انزوا سپری کند و تا زمانی که می‌تواند از جامعه و مردم به دور باشد. جامعه‌ای که در زمان بروز فاجعه به همدیگر رحم نکردند.

ربات فیلم فینچ

ربات‌ها خوب، ربات بد

فیلم جدا از شخصیت فینچ با بازی تام هنکس درباره ماهیت خلق یک هوش مصنوعی نیز است. فیلم همچون انیمیشن «Love Death + Robots» به دنیای ربات‌ها نیز سرک می‌کشد. اثر مخاطب‌ها را در معرض این پرسش اخلاقی قرار می‌دهد که ربات‌ها می‌توانند جایگزینی برای انسان‌ها باشند. جایگزینی که حتی یک حیوان همچون سگ بتواند به آن اعتماد کند.

جواب به این سوال که در نقد فیلم فینچ به آن خواهیم رسید، بله است. یعنی ربات ها می‌توانند جایگزینی برای انسان‌ها و حتی بهتر از آن‌ها باشند. هرچند که این جواب مثبت باید با احتیاط مورد بررسی قرار گیرد زیرا آثار دیگری در سینما هستند که نه تنها جواب مثبتی برای این پرسش ندارند بلکه ربات‌ها تهدید برای انسان در نظر می‌گیرند. «The Matrix» و «I, Robot» از این دسته آثار مخالف‌اند.

فیلم «Finch» اثر خوبیست، اثری که می‌تواند شما را در مواجهه با سوالات جذابی قرار دهد. سوالاتی که احتمالا برای پاسخ به آن‌ها باید همراه با تام هنکس در دنیای آخرالزمانی سفر کنید تا بفهمید که انسان‌ها قابل اعتماد هستند یا خیر. با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم فینچ در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

درام علمی تخیلی

منبع : filmgardi.com
حتما بخوانید :
ادامه مطلب
نقد فیلم ارتش دزدان Army of Thieves – دزدان اساطیری

نقد فیلم ارتش دزدان Army of Thieves – دزدان اساطیری

نقد فیلم ارتش دزدان Army of Thieves – دزدان اساطیری

فیلم «Army of Thieves» اثری مفرح و جذاب در ژانر فیلم‌هایی با موضوع سرقت از بانک است. اثری که بر خلاف دیگر آثار مشابه خود با فضایی کمی کمدی، همراه با داستانی ساده ولی خوش روایت شما را به دنیای سارقان بانک می‌برد. سارقانی که برایشان دزدن پول اهمیتی ندارد، بلکه چالش آن‌ها بازکردن گاوصندوق‌هایی با بهترین سیستم حفاظتی است. همراه ما باشید با نقد فیلم ارتش دزدان.

فیلم ارتش دزدان پیش درآمدی بر فیلم «Army of the Dead» است. اثری که کارگردان صاحب نام سینما «Zack Snyder» آن را ساخته و قسمت دوم آن نیز به زودی ساخته می‌شود. فیلمی اکشن و البته فانتزی که روایت‌گر گروهی از دزدان است که برای ورود به یکی از بهترین گاوصندوق‌های جهان باید با دنیایی از زامبی‌ها روبرو شوند.

زک اسنایدر که برای مخاطبان سینما با فیلم‌های ابرقهرمانی همچون «Justice League» و «Batman v Superman: Dawn of Justice» شناخته می‌شود، در سری فیلم‌های جدید خود نیز آن حال و هوای دنیای اکشن فیلم‌های هالیوودی را برای مخاطب تداعی می‌کند. کارگردانی که در این فیلم نه سازنده بلکه نویسنده فیلمنامه اثر است.

فیلم ارتش دزدان

داستان یک شخصیت فرعی

فیلم درباره شخصیت سباستین است. کاراکتری که به عنوان یک کارمند بانک زندگی روزمره خود را می‌گذراند اما استعداد عجیبی در باز کردن گاوصندوق دارد. او علاقه بسیار زیادی به سازنده و طراح گاوصندوق‌هایی دارد که باز کردنشان برای سارقان یک افسانه است. چهار گاوصندوق خاص که با الهام از افسانه‌ها و اسطوره‌های اسکاندیناوی ساخته شده است.

فیلم با نمایش زندگی این شخصیت آغاز می‌شود که چگونه با گروهی از سارقان همراه شده تا سه گاوصندوق اول از مجموعه چهارگانه را پیدا و باز کند. چالشی که بارها سوژه آثار دیگری همچون «The Vault» و «Heat» شده‌اند. اما برخلاف آثار دیگر اینبار خود گاوصندوق‌ها و داستان پشت سر آن‌هاست که به عنوان چالش فیلم در نظر گرفته شده است.

بازیگران فیلم ارتش دزدان

گاوصندوق و داستان اساطیر

برخلاف دیگر فیلم‌ها قصه جذاب پشت هر گاوصندوق و برخورد شخصیت سباستین با هر یک از آن‌هاست که فیلم را تبدیل به اثری خوب کرده است. در کنار این قصه و پیرنگ رنگ و لعاب‌دار، فضا و میزانسن‌های شاد و البته تصویربرداری خوب با زوایایی خاص این فیلم را برای مخاطب خسته کننده نمی‌کند. اتفاقی که آن را در دنباله‌های این فیلم نیز شاهد هستیم.

فیلم را «Matthias Schweighöfer» کارگردانی کرده است. کارگردان و بازیگر آلمانی که در فیلم، خود نقش اول را بازی می‌کند. او که تجربه ساخت و بازی در آثارش را در فیلم‌های قبلی خود همچون «You Are Wanted» دارد با بهره‌گیری از تجربه خود توانسته است اثری سرگرم کننده را بسازد. لازم به ذکر است که او در فیلم زک اسنایدر نیز در همین نقش ظاهر شده است.

ارتش دزدان

ارتش دزدان اثری سرگرم کننده

فیلم «Army of Thieves» اثری سرگرم کننده برای شما مخاطبانی است که به دنیای سرقت علاقه دارید. به خصوص که اگر از طرفداران سری فیلم‌های «Fast & Furious» از این فیلم نیز لذت خواهید برد. هرچند که در این اثر خبری از تعقیب و گریزهای کوبنده یا اکشن‌های هیجان‌انگیز نیست ولی آن فضای سرگرم کننده‌ای که بر این مجموعه حکم فرماست را می‌توانید در این فیلم نیز پیدا کنید.

معرفی فیلم‌ های سریع و خشن

خصوصا با بازی خوب «Matthias Schweighöfer» که شخصیت سباستین را برای ما از یک کارمند دچار روزمرگی شده به یک قفل‌ساز حرفه‌ای تبدیل می‌کند که گاهی شوخ است و گاهی جدی. کاراکتری که در کمتر اثری می‌توانید آن متد بازیگری را ببینید. در کنار آن حضور بازیگرانی دیگری همچون «Nathalie Emmanuel» نیز بر جذابیت اثر افزوده است.

ارتش دزدان اثری است که در یک روز بعد از ظهر پاییزی می‌توانید در کنار خانواده خود به تماشای آن بنشینید و از دیدنش لذت ببرید. با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم ارتش دزدان در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۱
برچسب ها

اکشن

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم نبرد فراموش شده The Forgotten Battle – نبرد تاریخی والچرن

نقد فیلم نبرد فراموش شده The Forgotten Battle – نبرد تاریخی والچرن

نقد فیلم نبرد فراموش شده The Forgotten Battle – نبرد تاریخی والچرن

فیلم «The Forgotten Battle» روایتی تاریخی در خلال جنگ جهانی دوم است. روایتی سه‌گانه که در آن شاهد تصرف یکی از شهرهای کشور هلند توسط متفقین خواهیم بود. فیلمی اکشن که تلاش می‌کند بعد از گذشت بیش از ۷۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم همچنان یاد این دوران تاریک را برای مردم اروپا زنده نگه دارد. با ما همراه باشید با نقد فیلم نبرد فراموش شده.

فیلم در دسته آثار تاریخی قرار می‌گیرد که هدفشان تنها به تصویر کشیدن یک رخداد واقعی است. رخدادی که در آن بیشتر از آنکه داستان شخصیت‌های فیلم یا درام اهمیت داشته باشد، خود آن واقعه اهمیت می‌یابد. فیلم با چنین رویکردی تلاش دارد تا در قالب یک فیلم اکشن تقریبا هالیوودی پسند داستان بازپسگیری منطقه «Walcheren» را روایت کند.

بازیگران فیلم نبرد فراموش شده

نبردی در دل تاریخ جنگ جهانی دوم

فیلم همچون سریال «Band of Brothers» و یا «The Pacific» موضوعش را روایت برهه‌ای تاریخی از نگاه افرادی که در این دوران حضور داشته‌اند، قرار می‌دهد. برهه تاریخی که این فیلم هلندی انتخاب می‌کند نیز نبرد «Walcheren Causeway» است. نبردی که در تاریخ نوامبر سال ۱۹۴۴ رخ داد و در آن بیشتر مناطق کشور هلند از اشغال آلمان خارج شد.

نبرد «Walcheren Causeway» برای هلندی‌ها به عنوان یکی از افتخارات ملی در نظر گرفته می‌شود. افتخاری که در آن جبهه مقاومت هلند در کنار نیروهای کانادایی و انگلستانی در مقابل نیروهای آلمان نازی قرار گرفتند و هلند را آزاد کردند. نبردی افتخار آفرین که تصاویر آن را می‌توان در فیلم ساخته «Matthijs van Heijningen Jr.» دید.

فیلم جنگ جهانی دوم

اثری از سازنده فیلم موجود

«Matthijs van Heijningen Jr.» کارگردان هلندی تباری است که از آخرین ساخته او حدود ۱۰ سال زمان گذشته است. فیلم «The Thing» مشهورترین اثر این کارگردان هلندی است که در سال ۲۰۱۱ و با اقتباس از رمان بسیار مشهور «John Carpenter» ساخته شده است. رمانی در ژانر ترسناک که ماجرای آن درباره موجودی ناشناخته از اعماق تاریخ است.

رمانی که در سال ۱۹۸۲ نیز دستمایه ساخت فیلمی دیگر نیز شده بود، اثری که بسیار موفق‌تر از فیلم «Matthijs van Heijningen Jr.» بود. حال این کارگردان هلندی بعد از تجربه ناموفق خود به سراغ فیلمی تاریخی رفته که برخلاف اثر قبلی با استقبال خوبی از سمت منتقدان و مخاطبان روبرو شده است. اثری که تشابهات بسیاری به خصوص در صحنه‌های جنگی خود، به آثار شاخص این ژانر همچون فیلم «Saving Private Ryan» دارد.

فیلم نبرد فراموش شده

هلند چگونه آزاد شد

فیلم داستان نبرد آزادسازی هلند را از دید سه شخصیت برای مخاطب بازگو می‌کند. نفر اول دختری هلندی است که برادرش به علت همکاری با نیروهای مقاومت دستگیر شده است. او نیز در ادامه با ادامه دادن راه برادرش در راستای آزادسازی این منطقه با نیروهای مقاومت همکاری می‌کند تا نیروهای کانادایی و انگلیسی بتوانند شهر را تصرف کنند.

شخصیت دومی که داستان را از نگاه او خواهیم دید پسری هلندی است که به اجبار در ارتش آلمان خدمت می‌کند. او از نیروهایی است که برای دفاع از شهر در مقابل نیروهای مقاومت و ارتش کانادا و انگلیس قرار می‌گیرد. پسری که شاید در ظاهر به عنوان یک سرباز آلمانی در نبرد شرکت کرده باشد اما او نیز همچون هزاران هلندی دیگر به ناچار در خدمت ارتش آلمان هستند.

معرفی بهترین فیلم های جنگی دنیای سینما

شخصیت سومی که در فیلم با آن آشنا خواهیم شد خلبان انگلیسی است که به همراه دیگر همراهانش در نبرد بازپسگیری هلند حضور دارد. او نیز همچون دو شخصیت دیگر بخشی از روایت کلی این نبرد را برای مخاطب بازگو می‌کند تا مخاطب با چگونگی این عملیات و شرایط سخت آزادسازی هلند آشنا شود. اما نکته مهم در هر سه روایت عنصر ملی‌گرایی و افتخارآفرینی است.

فیلمی ملی‌گرا

ملی‌گرایی که نه تنها آن را در نگاه دختر جوان هلندی می‌بینیم که برای آزادسازی وطنش حتی از جان خود و خانواده‌اش می‌گذرد، بلکه این نگاه را در چهره سرباز هلندی فعال در ارتش آلمان نیز می‌بینیم. حسی که نشان می‌دهد حتی او نیز برای کشورش احترام قائل است و حتی برای نجات هلند حاضر می‌شود به دختر جوان و نیروهای مقاومت کمک کند.

کمکی که ناشی از آن است که با حضور در ارتش آلمان، او متوجه از بین رفتن کرامت انسانی و پوچ بودن ایدئولوژی آلمان نازی می‌شود. تفکری که با توجه به ملی‌گرایی فیلم کاملا در راستای ترسیم چهره‌ای خشن و بی‌رحم از ارتش آلمان است. همان گونه که در اثار دیگری همچون «Enemy at the Gates» و یا «Fury» آن را دیده‌ایم.

فیلم جنگی

اثری تبلیغاتی از سینمای هلند

فیلم «The Forgotten Battle» در پیرنگ خود به دنبال تعریف یک داستان پرکشمکش یا نمایش پیچش‌های شخصیتی کاراکترهای داستانش نیست. اثری که می‌خواهد یک واقعه تاریخی را تنها از دید چند انسان درگیر با آن موضوع برای مخاطب به تصویر بکشد. اثری که اگر آن را ببینید قطعا متوجه تشابهاتش با فیلم مشهور «Christopher Nolan» خواهید شد.

تماشای آنلاین فیلم‌های Christopher Nolan در فیلم‌گردی

فیلم «Dunkirk» نولان گویی چراغ راهنمایی برای ساخت این اثر بوده است. فیلمی که نه به دنبال داستان‌گویی بلکه اثری تبلیغاتی برای واقعه تاریخی است که در آن انگلیسی‌ها در حماسه‌ای بزرگ جان هزاران سرباز کشورشان را نجات می‌دهند. همچون فیلم نبرد فراموش شده که آن نیز در وصف افتخارآفرینی هلندی‌ها در بازپس‌گیری سرزمینشان است.

با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم نبرد فراموش شده در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
برچسب ها

جنگی ژانر جنگی

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم ۷۵۰۰ – اتاق امن هواپیما

نقد فیلم ۷۵۰۰ – اتاق امن هواپیما

نقد فیلم ۷۵۰۰ – اتاق امن هواپیما

فیلم ۷۵۰۰ تریلری هیجان‌انگیز درباره هواپیماربایی است که در آن خلبان یک پرواز مسافربری باید تمام تلاش خود را انجام دهد تا جان مسافران را نجات دهد. این درحالی است که تنها یک در غیرقابل نفوذ در مقابل او و مهاجم‌ها وجود دارد که اجازه نمی‌دهد هواپیما سرنوشتی همچون ماجرای ۱۱ سپتامبر پیدا کند. همراه ما باشید با نقد فیلم ۷۵۰۰.

معرفی فیلم هایی با موضوع ۱۱ سپتامبر

قفس پرنده لقبی است که به هواپیماهای مسافربری اطلاق می‌شود. زیرا در هنگام پرواز این هواپیماهای پیشرفته اگر سانحه‌ای رخ دهد، هیچ راه فراری برای مسافران وجود نخواهد داشت. به خصوص برای خلبانان این هواپیماها که نه تنها جان خود بلکه جان صدها مسافر نیز در دستان آن‌ها قرار دارد. به همین دلیل است که شغل خلبانی یکی از پراسترس‌ترین شغل‌های دنیا شناخته می‌شود.

بازیگران فیلم 7500

فیلم ۷۵۰۰ دوبله فارسی در فیلم‌گردی

فیلم «۷۵۰۰» با دست گذاشتن بر روی این شغل تلاش دارد تا داستانی هیجان‌انگیز را به مخاطب خود ارائه دهد. داستانی درباره خلبانی که در مواجهه با یک وضعیت پیشبینی نشده قرار گرفته است. هرچند که این فیلم همچون دیگر آثاری که لوکیشن خود را هواپیماها و مسافران درون آن قرار می‌دهند نیست؛ آثاری مثل «Sully» و «Happy Flight».

فیلم ۷۵۰۰ دوبله فارسی در فیلم‌گردی

فیلم موضوع هواپیماربایی را دستمایه روایت خود قرار می‌دهد. هرچند که این روایت پر از هیجان و تعلیق خالی از صحنه‌های اکشن تیراندازی، یا لحظات تعقیب و گریز یا نبرد‌های تن به تن یک قهرمان با هواپیمارباهاست. در واقع برخلاف آثار دیگری که بر محوریت حضور یک قهرمان که عمدتا مامور گارد پرواز یا خود خلبان است تاکید می‌کنند، فیلم ۷۵۰۰ به دنبال تبدیل کردن کاراکترهایش به قهرمان نیست.

فیلم 7500

فیلمی بدون قهرمان اکشن

ما قرار نیست شاهد نبرد یک قهرمان اسلحه به دست همچون فیلم «Non-Stop» در درون هواپیما باشیم. بلکه قرار است شاهد تلاش‌های یک خلبان عادی باشیم که تنها هدفش اجازه ندادن به هواپیمارباها برای ورود به کابین خلبان است. تلاشی که نه حس هیجان و اکشن را بلکه حس تعلیق ناشی از ترس که آیا او تسلیم خواهد شد یا خیر را به دنبال دارد.

فیلم محصول سال ۲۰۱۹ کشور آلمان بوده و توسط «Patrick Vollrath» کارگردانی و نوشته شده است. کارگردانی که برای مخاطبان انگلیسی زبان بیشتر با فیلم «The Jacket» و یا اثر تحسین شده «Everything Will Be Okay» شناخته می‌شود. این کارگردان آلمانی در آخرین اثر خود تلاش کرده است تا فیلمی پرکشش را به مخاطب خود ارائه دهد.

تماشای آنلاین فیلم 7500

فیلمی تک لوکیشن

فیلمی تک لوکیشنه که تمام ماجراهای آن در درون کابین خلبان رخ می‌دهد. جایی که خلبان جوان با بازی «Joseph Gordon-Levitt» خود را محبوس شده در برابر مهاجمانی می‌بیند که برای راه یافتن به داخل کابین حاضر به کشتن مسافران می‌شوند. اما مسئله اصلی آن است که آیا این خلبان جوان حاضر می‌شود در را باز کند یا خیر.

کشمکش اصلی فیلم نیز در همین نقطه رخ می‌دهد، کشمکشی که یک سر آن بین خلبان و مهاجمان است و دیگری کشمکشی درونی که خلبان با خود دارد. زیرا طبق دستورالعمل‌ها او نباید در را باز کند حتی اگر یک یک مسافران در مقابل چشمان او کشته شوند. لحظات سرنوشت سازی که تعلیق فیلم را به وجود می‌آورد.

فیلمی با ضرب آهنگ تند

فیلم را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول مرتبط با آشنایی ما با کاراکتر اصلی و حمله مهاجمان به کابین خواهد بود. بخش دوم جدال میان خلبان و مهاجمان پشت در کابین است و در بخش سوم ما شاهد تقابل خلبان با یکی از هواپیماربایان هستیم که برخلاف نفرات دیگر فقط می‌خواهد از این مخمصه نجات پیدا کند.

ریتم فیلم در دو بخش نخست تند و همراه با همان حس تعلیق مداوم است. اما بخش سوم فیلم با از دست دادن ریتم تند خود تبدیل به تقابل‌ای دو نفره میان خلبان و هواپیماربا می‌شود. تقابلی که گویی هر دو آن‌ها را درون قفسه‌ای آهنی انداخته‌اند و مخاطب شاهد تلاش آن‌ها برای فرار از این موقعیت است. در حالی که هر دو می‌دانند پایان این ماجرا چه خواهد بود.

فیلم هواپیماربایی

گناهکار یا ۷۵۰۰

یکی از نکات مثبت که در نقد فیلم ۷۵۰۰ اشاره شد بازی «Joseph Gordon-Levitt» در نقش خلبان جوان است. بازی که بسیار شبیه به بازی «Jake Gyllenhaal» در فیلم «The Guilty» است. در این فیلم که آن نیز در یک لوکیشن رخ می‌دهد ما شاهد جدال یک اپراتور پلیس با ماجرایی عجیب هستیم. ماجرایی که قضاوت این پلیس را به چالش می‌کشد.

فیلم «۷۵۰۰» نیز شخصیت اصلی خود را در چنین موقعیتی قرار می‌دهد تا قضاوت او را به ورطه امتحان بگذارد. امتحانی سخت که نشان می‌دهد او حاضر به باز کردن در و به خطر انداختن جان همه مسافران می‌شود یا اجازه می‌دهد که گروگان‌ها بمیرند و سرانجام این هواپیماربایی با کمترین تلفات خاتمه یابد.

با تشکر از شما مخاطبان مجله نقد فیلم‌گردی، نظرات خود را درباره نقد فیلم ۷۵۰۰ در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.

۰
منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند The Father Who Moves Mountains – پیرمرد و کوه

نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند The Father Who Moves Mountains – پیرمرد و کوه

نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند The Father Who Moves Mountains – پیرمرد و کوه

فیلم «پدری که کوه ها را جا به جا می کند» شباهت بسیاری به اثر مشهور نویسنده آمریکایی «Ernest Hemingway » دارد؛ کتاب «پیرمرد و دریا» که داستان برخورد ماهیگیری میانسال با دریاست. داستانی تاثیرگذار که باید محتوای آن را بر این فیلم نیز مستتر دانست. زیرا فیلم همچون اثر همینگوی درباره برخورد یک انسان با طبیعت است. همراه ما باشید با نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند.

فیلم «The Father Who Moves Mountains» محصول سال ۲۰۲۱ از سینمای رومانی است. سینمایی برگرفته از بلوک شرق در اروپا که آثارش حداقل برای مخاطب ایرانی ناشناخته است. سینمایی محتوا محور که تلاش می‌کند در حوزه شرق اروپا برای خود نامی دست و پا کند. همچون سینمای دانمارک که در سال ۲۰۱۸ با فیلم «The Guilty» خوش درخشید.

بازیگران فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند

فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند دوبله فارسی در فیلم‌گردی

سینمای رومانی در سال‌های نه چندان دور با آثاری همچون «۴ Months, Weeks and 2 Days» در جشنواره کن حضور یافت و حتی برنده این جایزه نیز شد. هرچند که در سال‌های اخیر فیلم‌های شاخصی از این سینما روانه بازارهای جهانی نشده است. فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند می‌خواهد تلاشی را آغاز کند که دوباره سینمای رومانی را بر سر زبان‌ها بیاندازد.

فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند دوبله فارسی در فیلم‌گردی

فیلم را کارگردان رومانیایی «Daniel Sandu» ساخته است. اثری که نشان دهنده تلاش‌های یک پدر برای نجات فرزند گمشده‌اش در کوهستان است. پدری که سال‌ها به خاطر شغل یا موقعیت زندگی خود، فرزند و همسرش را رها کرده و در پی تشکیل زندگی جدیدی رفته است. اما بروز حادثه‌ای ناگوار، زندگی این پدر را از مدار اصلی خود خارج می‌کند.

تماشای آنلاین فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند

پدری که کوه ها را جا به جا می کند و پسرش

همان طور ‌که گفته شد پیرنگ اصلی فیلم درباره برخورد این پدر با بازی «Adrian Titieni» در مقابل حادثه‌ای است که برای پسر و نامزد پسرش رخ داده است. حادثه‌ای که در آن این زوج جوان در کوه گرفتار و ناپدید می‌شوند. بعد از ناپدید شدن این زوج گروه‌های امداد کوهستان تلاشی را برای پیدا کردن آن‌ها آغاز می‌کنند.

تلاشی که ناکام می‌ماند و پدر که زمانی جزو نیروهای اطلاعاتی کشور رومانی بوده با استفاده از امکانات نظامی خود تلاش می‌کند تا پسرش را پیدا کند. فیلم برخورد این پدر را با طبیعت و به خصوص کوه را به تصویر می‌کند. قاب‌هایی که پدر را در مقابل عظمت کوه قرار می‌دهد، می‌خواهد غرور پدر را برای جنگیدن و شکست دادن طبیعت نشان مخاطب بدهد.

فیلم کوهستانی

طبیعت و انسان

اما مسئله آن است که همچون دیالوگ رئیس گروه امداد و نجات، این کوه است که شما را شکست می‌دهد زیرا کوه قوانین خود را دارد و قوانین انسان‌ها برای این قله‌های سر به فلک کشیده بی‌معنیست. قانونی که ما آن را در آثار مشابه بسیار دیده‌ایم. فیلم‌های همچون «North Face» و یا «۱۲۷ Hours» که هر دوی آن‌ها درباره تقابل انسان با طبیعت است.

فیلم « The Father Who Moves Mountains» از سویی شباهت بسیاری به فیلم «The Himalayas» محصول سال ۲۰۱۵ کشور کره جنوبی دارد. اثری که در آن کوهنوردی مشهور بعد از مرگ دوستانش در هیمالیا تصمیم می‌گیرد تا به دنبال اجساد آن‌ها راهی سفری خطرناک شود. سفری که چالش شخصی او و کوهستان است.

ما در فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند نیز شاهد همین تقابل هستیم. تقابلی که در نهایت باعث می‌شود که پدر با وجود آنکه برای یافتن فرزندش با ناامیدی تمام اطرافیانش روبرو می‌شود اما همچنان دست از تلاش بر ندارد. زیرا او خود را در مقابل فرزندش مسئول می‌داند که چرا نتوانسته زندگی خوبی را برایش فراهم کند.

نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند The Father Who Moves Mountains – پیرمرد و کوه

داستانی درباره پدری به دنبال فرزند

کشمکش اصلی فیلم نیز درباره شخصیت پدر است. کشمکشی که او را در مقابل همه جهان قرار می‌دهد. جهانی که یک به یک از کنار او گذر می‌کنند و این پدر را برای پیدا کردن فرزندش تنها می‌گذارند؛ از ماموران تیم نجات تا دوستانش در سازمان اطلاعات و حتی همسر سابق و همسر فعلیش. آدم‌هایی که به او یادآوری می‌کنند که آن‌ها را نیز مثل پسرش، بابت غرور خود تنها گذاشته است.

سکانس پایانی فیلم نیز به همین نکته تنهایی اشاره دارد. جایی که پدر تنها در حال گشتن میان برف‌ها برای پیدا کردن پسرش است. اما با این تفاوت که او در این سیر و سلوک عرفانی خود در کوهستان یاد گرفته است که غرور خود را کنار بگذارد. فیلم اثری متفاوت برای کسانی است که دوست دارند داستانی درباره جدل میان انسان و طبیعت را شاهد باشند.

جدالی که آن را در آثار مستند همچون «Free Solo» و فیلم‌های سینمایی بسیاری دیده‌ایم. ایده‌ای که شاید تازه نباشد اما می‌تواند شما را پای تلویزیون بنشاند تا مدتی کوتاه با این پدر همراه شوید که چگونه برای نجات پسرش هر فداکاری را انجام می‌دهد. با تشکر از شما در همراهی نقد فیلم پدری که کوه ها را جا به جا می کند.

۰
برچسب ها

درام

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب
نقد فیلم شیرشاه Shershaah – کشمیر متعلق به کیست

نقد فیلم شیرشاه Shershaah – کشمیر متعلق به کیست

نقد فیلم شیرشاه Shershaah – کشمیر متعلق به کیست

فیلم شیرشاه محصول جدید سینمای هند در ژانر اکشن جنگی است. اثری خوش ساخت به لحاظ جلوه‌های ویژه میدانی که نشان می‌دهد سینمای هند در سال‌های گذشته پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده است. سینمایی که دیگر نباید آن را فقط با فیلم‌های عاشقانه هندی شناخت، زیرا شیرشاه نشان می‌دهد که تنوع ژانری در سینمای هند دیگر یک اتفاق عجیب نیست. همراه ما باشید با نقد فیلم شیرشاه.

فیلم بر‌اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان افسر ارتش هند به نام «Vikram Batra» که در این کشور به عنوان قهرمان جنگی شناخته می‌شود. قهرمانی که در نبرد «Kargil» بعد از انجام شجاعت‌های زیاد توسط نیروهای پاکستانی کشته می‌شود. قهرمانی که اسم شیرشاه، نام رمز عملیاتی این افسر ارتش هند بود و فیلم در وصف شجاعت‌های این قهرمان ملی ساخته شده است.

جنگ هند و پاکستان

فیلم شیرشاه دوبله فارسی در فیلم‌گردی

فیلم شیرشاه یک اثر بیوگرافی و مبتنی بر اسناد و مدارک واقعی از نبرد دو ماهه هند و پاکستان در منطقه کشمیر است. کشمیر منطقه‌ای با جغرافیای خاص است که میان سه کشور هند، پاکستان و چین قرار دارد. منطقه‌ای که به صورت رسمی به کشور هند تعلق دارد اما بافت جمعیتی آن با مردمان مسلمانش همیشه مورد مناقشه هند و پاکستان بوده است.

فیلم شیرشاه دوبله فارسی در فیلم‌گردی

منطقه کشمیر در زمان استقلال پاکستان از هند توسط انگلستان به هندوستان داده شد تا شروع آتشی چند ده ساله باشد که هر از چندگاهی شعله ور می‌شود. آتشی که روابط هندوستان و پاکستان را بسیار پیچیده کرده و این پیچیدگی در سینمای هند و پاکستان بسیار نمود پیدا کرده است. نمود آن نیز ساخت آثار سینمایی هندی بسیاری است که در آن پاکستان محور شرارت است.

روابط تاریک هند و پاکستان

فیلم هایی همچون «Uri: The Surgical Strike» و «Bellbottom» از این دست آثار سینمایی هستند که از پاکستان چهره‌ای منفی در نزد افکار عمومی می‌سازند. البته نوک پیکان این حملات نیز بیشتر به سمت دولتمردان پاکستانی است و آن‌ها را به عنوان عاملان درگیری میان هند و پاکستان نشان می‌دهند. هرچند که آثار سینمایی نیز ساخته شده‌اند که خلاف این رویه را در پیش گرفته است.

فیلم‌هایی همچون «Bajrangi Bhaijaan» که عمدتا توسط بازیگران مسلمان هندی بازی می‌شوند و تلاش می‌کنند تا پیوندی صلح طلبانه میان هندوها و مسلمانان ساکن کشمیر ایجاد کنند. اما تعداد این آثار در مقابل فیلم‌هایی که رویکردی ضد پاکستانی و ضدمسلمانان دارند بسیار کمتر است. فیلم شیرشاه یکی از همین دست آثار سینمایی است که چهره‌ای منفی از پاکستان و مسلمانان را ارائه می‌دهد.

تماشای آنلاین فیلم شیرشاه

معرفی قهرمانی هندی

«shershaah» که در نقد فیلم شیرشاه درباره آن صحبت می‌کنیم در راستای معرفی قهرمانان جنگ قدم بر می‌دارد و تلاش می‌کند تا نشان دهد افسران ارتش هند تا چه اندازه قدرتمند هستند. در کنار این قهرمان‌پروری، نمایش قدرت نظامی هند و همچنین نمایش پیروزی‌های این کشور در تقابل‌های نظامی دو کشور محور اصلی فیلم است. فیلمی که به سبک آثار جنگی هالیوودی ساخته شده تا مخاطب را با صحنه‌های اکشن خود همراه کند.

فیلم در زمینه داستانی نیز تلاش کرده با توجه به آنکه ژانر بیوگرافی را برای پرداخت قصه خود انتخاب کرده است، روایت واقعی را به مخاطب خود ارائه دهد. روایتی که همراه با چاشنی داستان عاشقانه این سرباز با همسر خود نیز است تا بار دراماتیک فیلم نیز در کنار صحنه‌های اکشن آن برای مخاطبان هندی تامین شود. مخاطبانی که داستان‌های عاشقانه بخشی از هویت سینما رفتن آن‌هاست.

تماشای آنلاین فیلم هندی در فیلم‌گردی

بازیگران فیلم شیرشاه

فیلم شیرشاه اثری جذاب برای علاقمندان به ژانر جنگی

فیلم توسط «Vishnuvardhan» کارگردان ۴۴ ساله هندی ساخته شده است. کارگردانی که با استفاده از تصاویر آرشیوی در فیلمش تلاش کرده است تا نه یک فیلم اکشن صرف بلکه یک مستند از قهرمانی هندی را به مخاطبش ارائه کند. قهرمانی که بازیگر نقش او با نام «Sidharth Malhotra» جزو چهره‌های شاخص سینمای هند است. بازیگر ۳۶ ساله‌ای است که سابقه بازی در آثار زیادی را همچون فیلم «Marjaavaan» دارد.

فیلم شیرشاه، محصول سال ۲۰۲۱ کشور هندوستان بوده به صورت اختصاصی از پلتفرم «Amazon Prime Video» اکران شده است. پلتفرم شرکت آمازون به واسطه کرونا یکی از مجموعه‌هایی بوده که آثار سینمایی بسیاری را اکران آنلاین کرده است. به خصوص در کشور هند که تحت تاثیر شیوع این بیماری با محدودیت‌های بسیاری در خصوص اکران آثار سینمایی روبرو بوده است.

شیرشاه اثر هیجان انگیزی برای مخاطبان سینمای اکشن است. فیلمی که بدون توجه به کشور سازنده آن می‌تواند جزو آثار خوب درباره جنگ‌های معاصر باشد که تلاش می‌کند قهرمانی هندی را به مخاطبان خود معرفی کند. قهرمانی که هندی‌ها از قدرت سینما برای معرفی او بهترین استفاده را کرده‌اند. با تشکر از همراهی شما در نقد فیلم شیرشاه.

۰
برچسب ها

اکشن جنگی هند

منبع : filmgardi.com
ادامه مطلب